است ) » ؛ ( يعلم عجيج « 1 » الوحوش في الفلوات « 2 » ، و معاصي العباد في الخلوات ، و اختلاف النّينان « 3 » في البحار الغامرات « 4 » ، و تلاطم الماء بالرّياح العاصفات « 5 » ) .
امام در اين قسمت از خطبه روى چهار پديده از پديدههاى جهان كه بسيار متنوّع است و در عين حال چندان مورد توجّه نيست ، انگشت گذارده و علم خداوند را به آنها بيان مىكند :
نخست اينكه مىدانيم در بيابانهاى سرتاسر دنيا ، حيوانات وحشى فراوانى وجود دارند كه نعرهها و ضجّههاى آنها به گوش ما شهرنشينان نمىرسد ؛ ولى خداوند از آن با خبر است و مىداند كدام حيوان در كدام مكان و كدام زمان نعرهاى كشيد و كميت و كيفيّت آن چگونه بود ؟
ديگر اينكه گناهان زيادى در خلوتگاه و دور از چشم تودههاى مردم انجام مىگيرد كه همهء ما از آن بىخبريم ؛ ولى خدا مىداند كه كدام انسان در چه زمان و در چه مكان ، چه گناهى را مرتكب شده است .
نيز مىداند در اعماق درياها دور از چشم انسانها كداميك از ماهيان در چه زمانى و چه مكانى رفتوآمد دارند .
هامش
( 1 ) . « عجيج » از ريشهء « عجّ » بر وزن « حج » به معناى فرياد كشيدن و نعره زدن است و معمولا دربارهء حيوانات به كار مىرود .
( 2 ) . « فلوات » جمع « فلات » به معناى زمين گستردهء بىآب و علف است و گاه به مطلق دشتها و بيابانها گفته مىشود .
( 3 ) . « نينان » جمع « نون » به معناى ماهى بزرگ است و گاه به « نهنگ » اطلاق مىشود .
( 4 ) . « غامرات » از ريشهء « غمر » بر وزن « عمد » به معناى از بين بردن اثر چيزى است . سپس به آبهاى زيادى كه تمام چهرهء زمين يا موجودات درون آن را مىپوشاند ، اطلاق شده است و درياى « غامر » همان درياى عميق است .
( 5 ) . « عاصفات » جمع « عاصفه » از ريشهء « عصف » بر وزن « حذف » به معناى كاه است و « عاصف » به تندبادى گفته مىشود كه برگهاى خشكيده و كاه مانند را به هرطرف پراكنده مىكند و يا اشيا را همچون كاه از هم متلاشى مىسازد .