نيز مىداند امواجى كه در صفحهء اقيانوسها ، هرشب و روز به حركت درمىآيند و ما انسانها جزء بسيار كوچكى از آن را مىبينيم در چه زمانى و چه مكانى حركت مىكند و كى آرام مىگيرد .
اگر بر همهء اينها اين نكته را بيفزاييم كه علم خداوند دربارهء اين امور ، منحصر به امروز و ديروز نيست ، بلكه در طول ميليونها سال كه اين حوادث شب و روز واقع شده ( به استثناى گناه انسانها كه زمان محدودترى دارد ) خدا مىداند كه كداميك از اين پديدهها در كجا و به چه صورت تحقق يافته است .
نيز اگر بر اينها بيفزاييم كه تنها كرهء زمين نيست كه مركز حوادث گوناگون است ، بلكه ميلياردها ستاره تنها در كهكشان ماست كه مركز حوادث گوناگون دائمى است به اضافه كهكشانهاى ديگر كه سر به ميلياردها مىگذارد .
آرى ! مجموعهء اينها در علم خدا جمع است و اينجاست كه باور مىكنيم آنچه را قرآن مجيد در آيهء 27 سورهء لقمان فرموده است : «
« وَ لَوْ أَنَّ ما فِي الْأَرْضِ مِنْ شَجَرَةٍ أَقْلامٌ وَ الْبَحْرُ يَمُدُّهُ مِنْ بَعْدِهِ سَبْعَةُ أَبْحُرٍ ما نَفِدَتْ كَلِماتُ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ عَزِيزٌ حَكِيمٌ »
و اگر همهء درختان روى زمين قلم شوند و دريا براى آن مركب گردد و هفت دريا به آن افزوده شود ( اينها همه تمام مىشود ولى ) كلمات خدا پايان نمىپذيرد ، خداوند عزيز و حكيم است » .
عين واقعيت است و نه تنها اين آيه اغراق نيست ، بلكه نسبت به دايرهء گستردهء خداوند چيز مهمى محسوب نمىشود .
در ادامهء اين سخن و بعد از بيان علم و دانايى مبدأ جهان آفرينش ، دربارهء گواهى بر نبوّت پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله سخن مىگويد و با سه وصف مهم او را مىستايد و مىفرمايد : « و گواهى مىدهم كه محمّد برگزيده خدا و سفير وحى او و رسول رحمت وى است » ؛ ( و أشهد أنّ محمّدا نجيب « 1 » اللّه ، و سفير وحيه ، و رسول رحمته ) .
هامش
( 1 ) . « نجيب » از نجابت گرفته شده و به معناى هرموجود باارزش و نفيس برگزيده است ، هرچند در فارسى امروز به خصوص كسانى گفته مىشود كه در امور جنسى پاك و پاكدامن هستند .