تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 649

مساهمون:

ص٦٤٩
از آن هستند » ؛ ( أوصيكم ، عباد اللّه ، بتقوى اللّه ، و أحذّركم الدّنيا ، فإنّها دار شخوص « 1 » ، و محلّة تنغيص ، ساكنها ظاعن ، و قاطنها بائن ) . اين تعبيرات چهارگانه همگى اشاره به ناپايدارى دنيا و بىقرار بودن آن است ، آن هم آميخته با رنج و درد ، و شگفت آنكه با آشكار بودن نشانه‌هاى ناپايدارى و درد و رنجها از همه‌جاى آن ، باز هم گروهى عملا جاويدانش مىدانند و براى آن سر و دست مىشكنند . آن‌گاه امام عليه السّلام مثال بسيار گويا و تكان‌دهنده‌اى براى اين دنيا فريبنده بيان مىكند كه از آن بهتر تصور نمىشود و مىفرمايد : « ساكنان دنيا همچون سرنشينان يك كشتى هستند كه در دل اقيانوسى عميق گرفتار امواج كوبنده و سنگينى شده كه پيوسته طوفان‌ها و امواج آنها را مضطرب مىسازد . ( و سرانجام آن كشتى درهم مىشكند ) ، گروهى از سرنشينانش غرق شده و هلاك مىگردند . و بعضى كه نجات مىيابند ( و به قطعاتى از چوبهاى درهم شكسته كشتى مىچسبند ) بادها آنها را به اين سو و آن سو مىبرند و بر فراز امواج هولناك به هرطرف مىكشانند ( و چندين بار مىميرند و زنده مىشوند تا به ساحل برسند ) آنها كه غرق شده‌اند بازيافتنشان ممكن نيست و آنها كه نجات يافته‌اند نيز در شرف هلاكتند » ؛ ( تميد بأهلها ميدان السّفينة تقصفها « 2 » العواصف في لجج « 3 » البحار ، فمنهم الغرق الوبق « 4 » ، و منهم النّاجي على بطون الأمواج ، تحفزه « 5 » الرّياح بأذيالها ، و تحمله على أهوالها ، فما غرق منها فليس بمستدرك ، و ما نجا منها فإلى مهلك ! ) .
هامش
( 1 ) . « شخوص » به معناى برآمدن و طلوع كردن و يا از محلى به محل ديگر رفتن است و در اينجا به همين معناى اخير آمده است . ( 2 ) . « تقصفها » از ريشهء « قصف » بر وزن « حذف » به معناى شكستن آمده است . ( 3 ) . « لجج » جمع « لجّه » درياى عميق و پهناور را گويند . ( 4 ) . « وبق » از ريشهء « وبق » بر وزن « فقر » به معناى هلاكت گرفته شده و صيغهء « وبق » بر وزن « خشن » معناى وصفى دارد و به معناى هلاك شده است . ( 5 ) . « تحفزه » از ريشهء « حفز » بر وزن « لفظ » به معناى حركت دادن و به پيش راندن گرفته شده است .