دلسوزى و خيرخواهى كرد و به سوى كمال هدايت نمود ، و به عدل و داد امر فرمود .
رحمت و سلام خدا بر او و خاندانش باد » ؛ ( و أشهد أنّ محمّدا عبده و رسوله ، أرسله و أعلام الهدى دارسة « 1 » ، و مناهج الدّين طامسة « 2 » ، فصدع « 3 » بالحقّ ؛ و نصح للخلق ، و هدى إلى الرّشد ، و أمر بالقصد ، صلّى اللّه عليه و آله و سلّم ) .
اعلام هدى به معناى نشانههايى است كه در مسير راه مسافران قرار مىدهند تا جاده را گم نكنند ( مانند علائم راهنمايى امروز كه بر سر راهها مىگذراند تا هركس مقصد خويش را بشناسد و پيش گيرد ) و در اينجا اشاره به تعليمات آنها و پيشوايان دين و آموزههاى كتب آسمانى است .
جمله « و مناهج الدّين طامسة » اشاره به قوانين آسمانى است كه در عصر جاهليّت به فراموشى سپرده شده بود .
آرى در چنين شرايط و چنين محيطى كه ظلمت كفر ، همهجا را فراگرفته بود ، پيغمبر اسلام قيام كرد و چهار برنامه را اجرا فرمود : نخست حق را در معارف دينى آشكارا بيان كرد . سپس به خيرخواهى مردم برخاست و با اندرزها و نصايح خود آنها را به ترك گناه و فساد و زشتيها و نامرديها فراخواند و در مرحلهء سوم آنها را به آنچه مايهء تكامل انسان بود هدايت كرد و در چهارمين مرحله دعوت به عدل و داد و ميانهروى و اعتدال در
هامش
( 1 ) . « دارسة » از ريشهء « در است » در اصل به معناى تكرار چيزى است و از آنجا كه به هنگام فراگرفتن چيزى ، استاد مطالب را تكرار مىكند به آن درس مىگويند و چون حوادث پىدرپى ، و باد و باران سبب فرسودگى و كهنگى بناها مىشود اين تعبير به معناى فرسودگى نيز به كار مىرود و در خطبهء بالا اشاره به همين معناست .
( 2 ) . « طامسة » از « طمس » بر وزن « شمس » به معناى محو شدن و از بين رفتن آثار چيزى است و به معناى محو كردن نيز آمده است .
( 3 ) . « صدع » از ريشهء « صدع » بر وزن « صبر » در اصل به معناى مطلق شكافتن يا شكافتن اجسام محكم است و چون با شكافتن چيزى درونش آشكار مىشود اين واژه به معناى آشكار كردن نيز به كار مىرود و در خطبهء بالا همين معنا اراده شده است .