تازه بيان مىكند و مىفرمايد : « و گواهى مىدهم كه معبودى جز خداوند يكتا نيست ، گواهى برگرفته از ايمان و يقين و اخلاص و اذعان » ؛ ( و أشهد أن لا إله إلّا اللّه ، شهادة إيمان و إيقان ، و إخلاص و إذعان « 1 » ) .
اين چهار تعبير ( ايمان و ايقان و اخلاص و اذعان ) اشاره به چهار مرحله از باورهاى دينى است ؛ ايمان مرحلهء اوّل است كه انسان چيزى را مىپذيرد و باور مىكند ، هرچند ممكن است در اطراف آن ، شكوك و شبهات جزئى وجود داشته باشد ؛ ولى مرحلهء ايقان مرحلهاى است كه گردوغبار آن شبهات و شكها زدوده مىشود و باورهاى قلبى شفاف و درخشنده مىگردد .
مرحلهء اخلاص مرحلهء نفى ما سوى اللّه است كه همهچيز را غير خدا كنار مىزند ، تنها او را مىبيند و به او عشق مىورزد و با او سخن مىگويد و از او طلب مىكند و سرانجام مرحلهء اذعان فرامىرسد كه به گفتهء اهل لغت به معناى اقرار آميخته با خضوع است ؛ يعنى ايمان او در جاى جاى اعمال و گفتار و رفتار او آشكار مىشود و همهء زندگى او به رنگ الهى درمىآيد و مصداق
« صِبْغَةَ اللَّهِ وَ مَنْ أَحْسَنُ مِنَ اللَّهِ صِبْغَةً »
« 2 » مىشود .
بديهى است هرگاه ايمان و يقين و اخلاص در وجود انسان ريشهدار شود ثمرهء نهايى آن همان اعمال انسان است .
آنگاه امام بعد از شهادت به يكتايى پروردگار ، به شهادت نبوّت با ذكر صفات برجستهاى از پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و اشاراتى به اهداف نبوّت مىپردازد و مىفرمايد : « و گواهى مىدهم كه محمّد بنده و فرستادهء اوست ، هنگامى او را فرستاد كه نشانههاى هدايت كهنه و فرسوده ، و جادّههاى دين محو شده بود . او حق را آشكار ساخت و براى مردم
هامش
( 1 ) . « اذعان » از « ذعن » بر وزن « وطن » به معناى خضوع و فرمانبردارى و اطاعت است ، لذا در عبارت بالا امام عليه السّلام آن را در چهارمين مرحله قرار داده است . نخست ايمان و بعد يقين و بعد مرحلهء اخلاص فرا مىرسد و نتيجه آن اطاعت و فرمانبردارى حق است .
( 2 ) . بقره ، آيهء 138 .