لديكم ) .
گرچه « آلاء » و « نعماء » در بسيارى از موارد به يك معنا كه همان نعمتها است به كار مىرود ؛ ولى بعضى معتقدند كه آلاء اشاره به نعمتهاى معنوى و نعماء اشاره به نعمتهاى مادى است ، مخصوصا هنگامى كه اين دو واژه در كنار هم قرار گيرند .
واژهء « بلاء » گاه به معناى آزمايش و امتحان و گاه به معناى حوادث خير يا شر مىآيد و در جملهء بالا به تناسب جملههاى قبل از آن به معناى حوادث خير است . بعضى نيز گفتهاند : مقصود حوادث دردناكى است كه خداوند ، انسان را با آن آزمايش مىكند و سبب ارتقاى رتبه و فزونى پاداش او در درگاه خدا مىشود كه از اين نظر نعمت محسوب مىگردد .
به هرحال اين سخن امام عليه السّلام شبيه همان چيزى است كه علماى كلام در بحث معرفة اللّه بر آن تكيه دارند و مىگويند : انگيزهء اصلى اين بحث همان مسئلهء شكر منعم است ، زيرا انسان خود را غرق نعمتهايى مىبيند و چون كه شكر بخشندهء نعمت در فطرت آدمى نهفته است ، به فكر بخشنده نعمت مىافتد ، به سراغ او مىرود تا او را بشناسد و همين امر مىتواند سبب اطاعت او و ترك عصيانش شود .
سپس امام عليه السّلام به شرح بعضى از اين نعمتها پرداخته ، مىفرمايد : « چه بسيار نعمتهايى كه خداوند ويژهء شما قرار داد و شما را مشمول رحمت خاص خود گردانيد ، شما عيبهاى خويش را آشكار كرديد و او پوشاند ، و خود را در معرض مجاز آتش قرار داديد ؛ اما او به
هامش
- به معناى آزمايش و امتحان است ؛ آزمايشهايى كه گاه با وفور نعمت و كاميابيها صورت مىگيرد و گاه با سلب نعمتها و آفات ، قرآن مجيد مىفرمايد : «« وَ نَبْلُوكُمْ بِالشَّرِّ وَ الْخَيْرِ فِتْنَةً »ما شما را به وسيلهء بديها و خوبيها آزمايش مىكنيم » ( انبياء ، آيهء 35 ) .
و دومى در اصل به معناى كهنگى و فرسودگى است . سپس به معناى غم و اندوه و حوادث ناگوار آمده است كه انسان را فرسوده مىكند . اين واژه به آزمايش نيز اطلاق شده ، زيرا آن هم بر جسم و جان انسان سنگينى دارد .