شرح و تفسير تداوم خلقت و فنا
در اين بخش كه آخرين بخش خطبه است امام عليه السّلام به دنبال بيان روشنى كه دربارهء اهداف ايجاد جهان آفرينش بيان فرمود از فناى اين جهان و هدف سخن مىگويد و مىفرمايد : « سپس خداوند موجودات را بعد از ايجاد نابود مىكند ؛ نه به سبب خستگى از تدبير و ادارهء آنها و نه براى اينكه ( با فناى آنها ) آسايشى يابد ؛ و نه به جهت ( رفع ) رنج سنگينى كه از ناحيهء آنها بر او وارد مىشود و نه اينكه طول بقاى موجودات اسباب ملالت اوست ، و اين امر او را به تسريع در فناى آنها دعوت مىكند » ؛ ( ثمّ هو يفنيها بعد تكوينها ، لا لسأم « 1 » دخل عليه في تصريفها و تدبيرها ، و لا لراحة واصلة إليه ، و لا لثقل شيء منها عليه . لا يملّه طول بقائها فيدعوه إلى سرعة إفنائها ) .
زيرا همهء اين امور خستگى و ناتوانى و ملالت و طلب استراحت ، از محدود بودن قدرت و توان فاعل ناشى مىشود و آن كس كه قدرتش بىپايان است در معرض هيچيك از اين حوادث نيست . اينها همه از صفات ممكنات است و اگر كسى توهم چنين صفاتى را براى خدا كند گرفتار اشتباه بزرگ تشبيه ( واجب به ممكن ) شده است .
در اينجا اين سؤال مطرح شده كه مگر كسى چنين احتمالاتى را دربارهء خداوند مىدهد كه امام در مقام نفى آن است ؟
بدون شك صاحبان عقول مستقيمه چنين احتمالى را به فكر خود راه نمىدهند ؛ ولى ممكن است افراد عادى گرفتار چنين وسوسههايى بشوند ؛ آنهايى كه خدا را جسم مىدانند و چشم و گوش و دست و پا و گيسوان او قائل شدهاند چه جاى تعجب كه گرفتار
هامش
( 1 ) . « سأم » به معناى خستگى و ملالت است و اگر مىبينيم در جملههاى بعد ملامت نيز نفى شده ، تكرار نيست ، بلكه در جمله نخست ، ملالت ناشى از تدبير جهان از ذات پاك خداوند نفى شده و در جملهء آخر ملالت ناشى از طول بقاى جهان .