خاندانش باد » ؛ ( و أشهد أنّ محمّدا عبده و رسوله الصّفيّ ، و أمينه الرّضيّ - صلّى اللّه عليه و آله - ) .
به يقين اگر خداوند كسى را برمىگزيند و او را امين مىداند و از وى راضى مىشود به دليل خلوص كامل و صفا و پاكى او در همهء جهات است و اين تعبيرات اشارهاى به مسئلهء عصمت پيامبر از هرگونه خطا و گناه است .
سپس به برنامههاى مختلف و اهداف بعثت آن حضرت پرداخته ، چنين مىفرمايد :
« او را براى بيان حجتهاى لازم و پيروزى آشكار ( حق بر باطل ) و روشن ساختن راه حق فرستاد » ؛ ( أرسله بوجوب الحجج ، و ظهور الفلج « 1 » ، و إيضاح المنهج ) .
به اين ترتيب در جملههاى سهگانهء بالا اهداف بعثت را كه اتمام حجت و پيروزى حق بر باطل و روشن ساختن راه سعادت است بيان فرموده است .
آنگاه به برنامههاى عملى پيامبر پرداخته ، چنين مىفرمايد : « او رسالت خود را آشكارا ابلاغ كرد ، و انسانها را بر مسير حق قرار داد ، در حالى كه راه پيشرفت را به آنها نشان داده بود ، پرچمهاى هدايت را برافراشت و نشانههاى روشن را برپا ساخت ، ريسمانهاى ( خيمه ) اسلام را محكم نمود و دستگيرههاى ايمان را استوار ساخت » ( فبلّغ الرّسالة صادعا « 2 » بها ، و حمل على المحجّة دالّا عليها ، و أقام أعلام الإهتداء و منار الضّياء ، و جعل أمراس « 3 » الإسلام متينة ، و عرى « 4 » الإيمان وثيقة ) .
در آغاز ، سخن از پرداختن به ابلاغ رسالت الهى بهطور كلى به ميان آمده است ، همانگونه كه در قرآن مجيد مىفرمايد : «
« فَاصْدَعْ بِما تُؤْمَرُ وَ أَعْرِضْ عَنِ الْمُشْرِكِينَ »
هامش
( 1 ) . « فلج » به معناى پيروزى است ؛ خواه پيروزى در استدلال باشد يا در عمل .
( 2 ) . « صادع » از ريشهء « صدع » بر وزن « صبر » در اصل به معناى شكافتن است و از آنجا كه به هنگام زمين گياهان ظاهر مىشوند ، معناى ظهور نيز در آن نهفته است .
( 3 ) . « امراس » جمع « مرس » بر وزن « مرض » و « مرس » نيز جمع « مرسه » به معناى تناب است .
( 4 ) . « عرى » جمع « عروه » به معناى دستگيره و دستاويز است .