در تكميل اين سخن مىافزايد : « آيا مىدانيد آنگاه كه مالك ( دوزخ ) بر آتش ( دوزخ ) خشم مىگيرد ، آتشهاى بر روى هم مىغلتند و يكديگر را مىكوبند ( و شعلههاى عظيم از درون آنها برمىخيزد ! ) و آنگاه كه بر آتش فرياد زند از وحشت فرياد او قطعات عظيم آتش در ميان درهاى جهنم به هرسو پرتاب مىشوند ! » ؛ ( أعلمتم أنّ مالكا إذا غضب على النّار حطم « 1 » بعضها بعضا لغضبه ، و إذا زجرها توثّبت « 2 » بين أبوابها جزعا من زجرته ! ) .
مرحوم « مغنيه » هنگامى كه به شرح اين بخش از خطبه مىرسد سخن جالبى دارد .
وى مىگويد :
« همهء خطبههاى نهج البلاغه دو يا سه اصل را همراه باهم تعقيب مىكنند ، از يك سو حمد و ستايش و تعظيم پروردگار و شرح صفات جمال و جلال و اسماى حسناى او و از سوى ديگر ، ثنا و تمجيد پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و إله و نور و هدايتى كه براى جهان انسانيّت آورده از سوى سوم سخن از فكر و فريب دنيا و سكرات مرگ و وحشت قبر و حساب و عذابهاى شديد الهى در قيامت .
و شگفت آن كه با اين همه تكرار ، چيزى مكرر در آن نيست ، زيرا هركدام اسلوب تازه و شكل جديد و بديعى دارد كه در قبل و بعد آن ديده نمىشود ، چيزى كه شارحان نهج البلاغه را به زحمت مىافكند و در حيرت فرومىبرد » . « 3 »
به هرحال امام عليه السّلام در اين سخن ناتوانى و ناراحتى شديد انسان را در برابر مصائب كوچك دنيا شرح مىدهد و آن را با مسائل عظيم آخرت و عذابهاى شديد آن مقايسه
هامش
( 1 ) . « حطم » از ريشهء « حطم » بر وزن « حتم » به معناى شكستن و خرد كردن چيزى است . اين تعبير در مورد اشيايى كه به شدت به هم بخورد و خرد شوند ، اطلاق مىگردد و به همين مناسبت يكى از نامهاى دوزخ « حطمة » است .
( 2 ) . « توثبت » از مادهء « وثوب » به معناى جستن و پريدن است .
( 3 ) . فى ظلال نهج البلاغه ، جلد 3 ، صفحهء 46 ( با اقتباس ) .