نكته دانستهاند . « 1 » امام عليه السّلام به دنبال اين تذكّرات پر معنا مىفرمايد : « آن چه گفتهام بينديش و امثال و مانند آن را درك كن و به تعبير ديگر تو خود حديث مفصل بخوان از اين مجمل » .
بعضى از شارحان نهج البلاغه جملهء « اعقل ذلك » را اشاره به مطالبى كه در جملههاى بعد آمده است مىدانند ؛ ولى اين خلاف ظاهر تعبير « ذلك » مىباشد .
به هر حال ، امام عليه السّلام در پايان اين خطبه به چند نكتهء مهم ديگر كه بى ارتباط به مسألهء جنگ جمل نيست اشاره مىكند و مىفرمايد : « چهار پايان تمام همّتشان شكمهاىشان است و درّندگان تمام همّتشان تجاوز و تعدى به ديگران است و زنان ( هوسباز ) تمام فكرشان زينت زندگى و فساد در آن است ؛ در حالى كه مؤمنان ، خاضع و متواضعند و مؤمنان نسبت به ديگران بيمناكند ( مبادا آسيبى به آنها برسد ) . و ( در برابر مسئوليتهاىشان در پيشگاه خدا ) خائف و ترسانند » ( إنّ البهائم همّها بطونها ؛ و إنّ السّباع همّها العدوان على غيرها ؛ و إنّ النّساء همّهنّ زينة الحياة الدّنيا و الفساد فيها ؛ إنّ المؤمنين مستكينون « 2 » . إنّ المؤمنين مشفقون . إنّ المؤمنين خائفون ) .
آرى ! مؤمنان صالح و درستكار و وظيفه شناس هم در برابر خالق خائفند و هم در برابر خلق خدا . در برابر خالق به دليل وظايف سنگينى كه بر عهده دارند و در برابر خلق به علت اين كه مبادا حقى از حقوق كسى را پايمال كنند ؛ به عكس انسانهاى درنده خو و هوسباز و شكم پرور كه جز اسطبل و علف نشناسند و غير از غارت و چپاول ديگران كارى ندارند .
در واقع ، امام عليه السّلام مظاهر دنيوى را در سه چيز خلاصه كرده : شكم پرورى ، درنده خويى و بهرهگيرى از تجملات و زينتها . يكى را برنامهء چهار پايان ذكر كرده و يكى را حيوانات
هامش
( 1 ) اقتباس از : شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، جلد 9 ، صفحهء 162 .
( 2 ) « مستكينون » از مادهء « سكون » است كه معناى روشنى دارد . سپس به خضوع و خشوع نيز اطلاق شده است .