خلوت مىكنند مىگويند : ما با شماييم ما فقط ( آنها ) را مسخره مىكنيم » . « 1 » و در آيات بعد از آن تصريح شده است كه اعمال آنها سودى به حالشان ندارد و مشمول هدايتهاى الهى واقع نمىشوند .
به راستى اگر جامعه بشرى از آلودگى به اين صفات پنج گانه پاك شود ، چه آرامش و امنيّتى بر آن حاكم خواهد شد ! جان و مال و آبروى مردم محفوظ مىماند ؛ مردم با صفا و صميميّت با هم گفتگو مىكنند . شرك و بدعت رخت بر مىبندد و از نظر جنبههاى معنوى نيز رشد و نمو كافى پيدا مىكنند .
بعضى از شارحان نهج البلاغه جملهء « او يلقى الناس بوجهين » را اشاره به معنايى دانستهاند و جمله « او يمشى فيهم بلسانين » را اشاره به معناى ديگرى ؛ اوّلى دو رويى خود شخص را بيان مىكند و دوّمى دو گويى نسبت به ديگران را ؛ به همين دليل اوصاف ياد شده را شش صفت شمردهاند ؛ ولى بديهى است هر دو از آثار نفاق است : يكى با زبان و ديگرى با چهره ؛ لذا بهتر است كه هر دو را با يك عنوان مطرح كنيم .
از نكات قابل ملاحظه اين كه به گفتهء بعضى از شارحان نهج البلاغه با توجه به اين كه اين خطبه قبل از جنگ جمل ايراد شده ، اشاره به اين است كه اوصاف مزبور در آتش افروزان جنگ جمل وجود داشت ؛ زيرا از يك سو آنها هواى نفس خويش را به جاى مقدّس خدا پرستيدند و از سوى ديگر خشمشان را نسبت به على عليه السّلام با ريختن خون بى گناهان فرو نشاندند و از سويى قتل عثمان كه به دست ديگران و با تحريك آنان واقع شده بود به على عليه السّلام نسبت دادند و از طرف چهارم مسألهء امامت و جانشينى على عليه السّلام را نسبت به پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله انكار كردند و بدعت در دين خدا گذاشتند و از سوى پنجم از يك طرف مردم را از قتل عثمان باز مىداشتند و از طرف ديگر به طور پنهانى بر ضدّ او تحريك مىكردند و جملهء « اعقل ذلك » ( در آن چه گفتهام بينديش ) را اشاره به همين
هامش
( 1 ) بقره ، آيهء 14 .