كلّ زمان جديد و عند كلّ قوم غضّ إلى يوم القيامة ؛ اين به دليل آن است كه خداوند متعال آن را براى زمان خاص يا گروه معينى قرار نداده است ؛ لذا در هر زمانى نو و نزد هر قوم و ملتى با طراوت است تا روز قيامت » . « 1 » در سوّمين وصف ، آن را به سرزمينهاى پر گياهى تشبيه مىكند كه در فصل بهار غرق انواع نعمتهاست و مىدانيم گياهان بهارى داراى طراوت و لطافت و كيفيت و طعم ممتازى است .
و در وصف چهارم آن را به چراغهاى پر نورى تشبيه مىكند كه امواج ظلمتها را مىشكافد و همه جا را روشن مىسازد .
در وصف پنجم و ششم راه رسيدن به خيرات و بر طرف كردن ظلمتها را منحصر به قرآن مىشمرد . اشاره به اين كه آنها كه كليد خيرات را در غير قرآن جستجو مىكنند و براى زدودن تيرگىهاى دل و نورانيّت صحنهء اجتماع از غير قرآن يارى مىجويند در اشتباهند .
و در پايان به چهار وصف ديگر اشاره كرده مىفرمايد : « قرآن ، مناطق ممنوعه و حدود محرمات را تعيين كرد و موارد مباح و حلال را نشان داده . درمان شفا جويان در قرآن است و همه نيازهاى طالبان در آن جمع است » ( قد أحمى حماه « 2 » ، و أرعى « 3 » مرعاه . فيه شفاء المستشفي ، و كفاية المكتفي ) .
هامش
( 1 ) بحار الأنوار ، جلد 89 ، صفحهء 15 ، حديث 8 ؛ شرح بيشترى در اين زمينه ذيل خطبهء 18 در جلد اوّل ، صفحهء 635 ذكر كرديم .
( 2 ) « حمى » به معناى منطقهء ممنوعهاى است كه تعلق به شخص يا گروهى دارد و ديگران بدون اجازه حق ورود در آن را ندارند و در خطبه بالا اشاره به محرمات الهى است .
( 3 ) « ارعى » از مادهء « رعى » به معناى مراقبت از چيزى ، گرفته شده و به همين جهت بردن گوسفندان را به چراگاه « رعى » مىگويند ، و از آن جا كه حيوان را در چراگاه آزاد مىگذارند واژه « ارعاء » به معناى آزاد گذاردن نيز به كار رفته است و در خطبه بالا همين معنا اراده شده يعنى خداوند آنچه را بايد آزاد بگذارد در قرآن حكم به آزادى آن كرده است .