شرح و تفسير
در آغاز اين بخش از خطبه ، امام عليه السّلام اشاره سربستهاى به حوادث گذشته مىكند و مىفرمايد : « آگاه باشيد ! مقدّرات پيشين به وقوع پيوست و قضاى ( الهى ) انجام يافت ( و سرانجام خلافت به اهلش رسيد ) » ( ألا و إنّ القدر السّابق قد وقع ، و القضاء الماضي قد تورّد « 1 » ) .
در اين كه منظور از « قضا » و « قدر » در اين عبارت چيست ؟ شارحان نهج البلاغه احتمالات گوناگونى دادهاند ؛ ولى با توجّه به بيانات آن حضرت كه بعد از اين نقل شده ، بعيد نيست كه اشاره به مسائل مربوط به زمامدارى آن حضرت - كه در سخنان پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پيش بينى شده بود و قيام گروهى از پيمان شكنان و مفسدان بر ضد آن حضرت - باشد .
روشن است منظور از قضا و قدر - همان گونه كه در شرح اين موضوع در جاى خود گفتهايم - اجبار بندگان و سلب اختيار از آنها نيست ؛ بلكه آثار افعال اختيارى بشر نيز نوعى قضا و قدر است ؛ مثلا خداوند ، مقدر ساخته آنها كه سخت كوش و با استقامتاند در زندگى پيروز شوند و افراد تنبل و وادادهاند عقب بمانند ؛ گرچه اين امور به اختيار انسان قرار مىگيرد ، ولى خداوند مسبب الاسباب آثارى براى آن قرار داده كه قضا و قدر آن محسوب مىشود ؛ البتّه قضا و قدرهاى الزامى نيز هست كه در خارج محدوده افعال انسانى است . « 2 » سپس وظيفه مردم را نسبت به آينده بيان كرده ، مىفرمايد : « من به اتكاى وعدههاى الهى و با دليل و حجت او سخن مىگويم . خداوند مىفرمايد : كسانى كه گفتند : پروردگار ما خداست ، سپس در مسير مستقيم ، ثابت ماندند ، فرشتگان الهى بر آنها نازل مىشوند ( و به آنها مىگويند : ) نترسيد ، اندوهگين مباشيد و بشارت باد بر شما به آن بهشتى كه به
هامش
( 1 ) « تورّد » از مادهء « ورود » به معناى داخل شدن گرفته شده و واژهء « تورد » در مواردى به كار مىرود كه چيزى به تدريج وارد شود .
( 2 ) شرح بيشتر را ذيل آيات قضا و قدر در تفسير نمونه ، جلد 23 ، ذيل آيهء 49 سورهء قمر و كتاب « انگيزهء پيدايش مذهب » بخوانيد .