و تجتنبوا هذه ) .
امام عليه السّلام به اين نكته اشاره مىكند كه سستى و كوتاهى در پذيرش مواعظ الهى و انجام دادن واجبات و ترك محرّمات با هيچ بهانهاى مقبول نيست ؛ چرا كه خداوند نسبت به همه اتمام حجّت كرده و راه قبح عقاب بلا بيان را با بيان روشن خود بسته است .
سپس به پاسخ اشكالات مقدّرى مىپردازد ؛ مىفرمايد : « ( اگر مشاهده مىكنيد كه اطاعت امر و نهى خدا مشكلاتى دارد ، جاى تعجب نيست ) زيرا رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مىفرمود :
بهشت در ميان ناراحتىها و دوزخ در ميان شهوات پيچيده شده » ( فإنّ رسول اللّه - صلّى اللّه عليه و آله - كان يقول : « إنّ الجنّة حفّت « 1 » بالمكاره ، و إنّ النّار حفّت بالشّهوات » ) .
و در ادامهء اين سخن براى تأكيد و توضيح بيشتر كلام رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله مىفرمايد :
« بدانيد هيچ طاعتى نيست جز اين كه انسان آن را با ناراحتى انجام مىدهد و هيچ معصيتى نيست جز اين كه با شهوت ( و علاقه ) مرتكب آن مىشود ؛ رحمت خدا بر كسى كه خود را از شهوات جدا سازد و هواى نفس را مهار كند ؛ چرا كه جلوگيرى از نفس سركش از مشكلترين كارهاست و اين نفس ، همواره به گناه و هوا پرستى ميل دارد » ( و اعلموا أنّه ما من طاعة اللّه شيء إلّا يأتي في كره ، و ما من معصية اللّه شيء إلّا يأتي في شهوة . فرحم اللّه امرا نزع « 2 » عن شهوته ، و قمع « 3 » هوى نفسه ،
هامش
( 1 ) « حفّت » از مادهء « حف » ( بر وزن كف ) به معناى گرداگرد چيزى را گرفتن است .
( 2 ) « نزع » از مادهء « نزع » ( بر وزن نبض ) است . اين ماده گاه با « الى » متعدى مىشود و گفته مىشود : « نزع اليه » يعنى به آن اشتياق پيدا كرد و گاه با « عن » متعدى مىشود و گفته مىشود : « نزع عنه » يعنى از اين كار خوددارى كرد و در عبارت مزبور در معناى دوّم استعمال شده و در جملههاى بعد ( تنزع الى معصية ) به معناى اوّل به كار رفته است . ( اين ماده گاه بدون حرف جر متعدى مىشود و گفته مىشود : « نزع الشىء » يعنى آن را خراب و باطل كرد .
( 3 ) « قمع » از مادهء « قمع » ( بر وزن منع ) به معناى بازداشتن و مقهور و سركوب كردن است .