دعوت كرد ، در پايان خطبه نيز به اين نكتهء مهم اشاره مىكند كه اگر من اجراى كارى را به شما پيشنهاد مىكنم ، خودم در اجراى آن پيشگامم ؛ مىفرمايد : « اى مردم ، به خدا سوگند ! من شما را به هيچ طاعتى ترغيب نمىكنم ، مگر اين كه خودم پيش از شما به آن عمل مىنمايم و شما را از هيچ معصيتى باز نمىدارم ، مگر اين كه خودم پيش از شما از آن دورى مىجويم » ( أيّها النّاس ، إنّي ، و اللّه ، ما أحثّكم على طاعة إلّا و أسبقكم إليها ، و لا أنهاكم عن معصية إلّا و أتناهى قبلكم عنها ) .
گر چه از شرايط لازم براى امر به معروف و نهى از منكر ، عامل بودن شخص آمر و ناهى محسوب نمىشود ؛ همان گونه كه در كلام رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله نقل شده است : « مروا بالمعروف و إن لم تفعلوه و انهوا عن المنكر و إن لم تجتنبوه كلّه ؛ امر به معروف و نهى از منكر كنيد هر چند خودتان به آن عمل نكرده باشيد و نهى از منكر كنيد هر چند از تمام منكرات اجتناب نكرده باشيد » . « 1 » ولى به يقين اگر گوينده ، پيش از ديگران به آن چه مىگويد عمل كند تأثير كلام او فوق العاده خواهد بود ؛ زيرا تأثير عميق سخن ، هنگامى است كه از دل برآيد ؛ در اين صورت ، لا جرم بر دل نشيند . هنگامى شنونده باور مىكند كه سخن گوينده از دل بر آمده كه آن را در اعمال وى مشاهده كند ؛ به همين دليل پيشوايان بزرگ دين ؛ پيغمبر اكرم و امامان معصومعليهم السّلام و پويندگان آنها هميشه از اين روش پيروى مىكردند ؛ در ميدان جنگ در صفوف نخست جاى مىگرفتند و در عبادت از همه بيشتر تلاش مىكردند تا آن جا كه قرآن مجيد گاه به پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله هشدار مىدهد كه اين همه خود را براى عبادت به
هامش
( 1 ) ميزان الحكمه ، جلد 6 ، حديث 12776 . اين سخن يك نكتهء روانى دارد و آن اين كه هرگاه انسان ديگران را به خوبىها دعوت كند و از بدىها باز دارد و خودش عمل نكند ، در پيش وجدان خويش شرمنده مىشود و اين شرمندگى او را به سوى نيكىها و پرهيز از بدىها دعوت مىكند .