آب نوشيدنى آن بيمارى و مرگ بر مىخيزد ؛ اين چوپان ، همان شيطان است و اين حيوانات ، همان انسانهايىاند كه نداى عقل را رها كرده ، به فرمان هواى نفس دل بستهاند و اين چراگاه بيمارىزا همان وادى لذّات و مشتهيات نفسانى است كه گناهان و معاصى از آن بر مىخيزد و سرانجام روحانيت و معنويت را در انسان ، مىكشد .
و در ادامه مىافزايد : « شما همچون حيوان پروارى هستيد كه ( آن را فربه مىكنند تا ) گارد بر گلويش نهند ، ولى خودش نمىداند ، چه هدفى براى او در نظر گرفته شده است . او چنان است كه هرگاه به وى نيكى شود ( و مقدارى علف نزد او بريزند ) يك روز خود را يك عمر مىپندارد و سرنوشت خود را در سيرى و شكم پرورى مىبيند » ( و إنّما هي كالمعلوفة للمدى « 1 » لا تعرف ماذا يراد بها ! إذا أحسن إليها تحسب يومها دهرها ، و شبعها أمرها ) .
امام عليه السّلام با اين دو تشبيه ، سرنوشت دنيا پرستان آلوده و بى بند و بار را به حيوانى تشبيه مىكند كه اگر او را به چرا برند به سرزمين بيمارى خيز و مرگزا مىبرند و اگر در آغل بماند و به صورت پروار تغذيه شود براى سربريدن آماده مىشود ؛ بى آن كه از آيندهء تاريك خود با خبر باشد ! ! او گمان مىكند آن كس كه نزد او علف مىريزد ، به او احسان مىكند ؛ ولى نمىداند كه اين كار ، مقدّمهء ذبح اوست ! ! و در ادامهء اين سخن براى اين كه روشن سازد كه من آگاهانه با شما سخن مىگويم و از امروز و آيندهء شما با خبرم ، به گوشهاى از علم خود به اسرار غيب و حوادث آينده اشاره كرده ، مىفرمايد : « به خدا سوگند ! اگر بخواهم مىتوانم هر يك از شما را از آغاز و پايان كارش و از تمام شئون زندگانىاش آگاه سازم ؛ ولى از آن مىترسم كه اين كار ، سبب كافر شدن شما به رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شود ( و دربارهء من غلوّ كنيد و آن حضرت را به فراموشى بسپاريد ) » ( و اللّه لو شئت أن أخبر كلّ رجل منكم بمخرجه و مولجه « 2 » و جميع
هامش
( 1 ) « مدى » جمع « مدية » ( بر وزن لقمه ) به معناى چاقو و كارد است .
( 2 ) « مولج » به معناى راه ورود به چيزى است و از مادهء « ولوج » ( بر وزن ورود ) گرفته شده است .