سرايى كه به آن دعوت شدهايد سبقت جوييد و با جان و دل از دنيا پرستى روى بگردانيد » ( و سابقوا فيها إلى الدّار الّتي دعيتم إليها ، و انصرفوا بقلوبكم عنها ) .
و باز هم ادامه مىدهد : « نبايد هيچ يك از شما به سبب از دست دادن چيزى از دنيا همچون كنيزكان گريه سر دهد ؛ بلكه با صبر و استقامت بر طاعت خدا و حفظ آن چه را از كتابش بر عهدهء شما گذاشته نعمتهاى او را نسبت به خويش كامل سازيد » ( و لا يخنّنّ أحدكم خنين الأمة على ما زوي « 1 » عنه منها ، و استتمّوا نعمة اللّه عليكم بالصّبر على طاعة اللّه و المحافظة على ما استحفظكم من كتابه ) .
امام عليه السّلام افراد ضعيف و ناتوانى را كه به علّت از دست دادن كمى از نعمتهاى دنيا قيافه عزاداران به خود مىگيرند و همچون كسانى كه عزيزترين عزيزانشان را از دست دادهاند گريه سر مىدهند به كنيزان كم قدر و مايهاى تشبيه مىكند كه به جهت كوچكترين ناملايمات ، بلند بلند گريه مىكنند و گاه از شدت بىتابى صداى گريه آنها در بينىشان مىپيچد . ( توجّه داشته باشيد « خنين » به نوعى از گريه گفته مىشود كه صداى آن به سبب شدت بىتابى در بينى مىپيچد ) .
آرى ، اين كار بردگان ضعيف است ؛ بردگان دنيا و اسيران زرق و برق در حالى كه اگر درست بينديشند مىفهمند كه آن چه از دست رفته هر قدر مهم باشد چيز با ارزشى نيست ؛ زيرا اگر امروز آن را از دست ندهد فردا به هنگام مرگ با همه خداحافظى مىكند و همه را از دست مىدهد ! به علاوه بسيارى از نعمتها از دست مىرود و بعد از مدّتى به لطف خدا به دست مىآيد ؛ بنابر اين بىتابى و آه و ناله و گريه بىمورد است .
و از جملهء آخر استفاده مىشود كه يكى از عوامل بقا و دوام نعمتهاى خداوند ،
هامش
( 1 ) « زوى » از مادهء « زىّ » ( بر وزن حىّ ) به معناى جمع كردن و گرفتن و بردن و دور كردن است و با توجّه به اين كه در عبارت مزبور به صورت فعل مجهول و همراه با « عن » ذكر شده به معناى دور كردن و از دست دادن مىباشد .