بخش اوّل
أمين وحيه ، و خاتم رسله ، و بشير رحمته و نذير نقمته .
* * * أيّها النّاس ، إنّ أحقّ النّاس بهذا الأمر أقواهم عليه ، و أعلمهم بامر اللّه فيه .
فإن شغب شاغب استعتب ، فإن أبى قوتل . و لعمري ، لئن كانت الإمامة لا تنعقد حتّى يحضرها عامّة النّاس ، فما إلى ذلك سبيل ، و لكن أهلها يحكمون على من غاب عنها ، ثمّ ليس للشّاهد أن يرجع ، و لا للغائب أن يختار . ألا و إنّي أقاتل رجلين : رجلا ادّعى ما ليس له ، و آخر منع الّذي عليه .
ترجمه
: او ( پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله ) امين وحى خدا بود ، و خاتم پيامبران و بشارت دهندهء به رحمت و بيم دهندهء از كيفرش .
اى مردم ، سزاوارترين كس براى خلافت ، تواناترين افراد بر اين امر و داناترينشان به فرمان خداست . ( هنگامى كه چنين فردى برگزيده شد ) هر گاه آشوبگرى به آشوب و فتنه انگيزى برخيزد از او خواسته مىشود كه به سوى حق باز گردد و اگر امتناع ورزد با او نبرد مىشود ( تا حق را بپذيرد ) . به جانم سوگند ! اگر قرار باشد امامت و خلافت جز با حضور همهء مردم منعقد نشود ، هرگز راهى به سوى آن نتوان يافت ؛ بلكه آنها كه صلاحيت رأى و نظر دارند در اين باره حكم مىكنند و حكم آنها نسبت به ساير مردم نافذ است ؛ سپس نه حاضران ، حق رجوع دارند و نه غايبان حق انتخاب ديگر . آگاه باشيد !