در مورد فجايع طلحه و زبير و عايشه در جنگ جمل در جلد اوّل اين كتاب ذيل خطبهء سوّم و سيزدهم و جلد دوّم ، در تفسير خطبهء 22 و 31 و جلد پنجم در تفسير خطبهء 137 بحث كافى شده است .
* * *
پرسش ديگر
: در اين جا پرسش ديگرى مطرح است و آن اين كه اگر همهء آنها مستحق قتل بودند - به سبب اين كه گروهى از مسلمين را حتّى قبل از جنگ كشتند - چرا امام عليه السّلام بعد از پيروزى تمام همدستان طلحه و زبير را قصاص نفرمود ؟ حتى عايشه به حكم محاربهء با امام مسلمين و قيام بر ضدّ حكومت اسلامى و ايجاد فساد در زمين مستحق قتل بود ؛ ولى چنان كه مىدانيم امام عليه السّلام او را با احترام به مدينه باز گرداند ؟
پاسخ اين پرسش روشن است و آن اين كه اوضاع به قدرى توفانى و شرايط بحرانى بود كه اگر امام عليه السّلام دست به چنين كارى مىزد مخالفان به آسانى مىتوانستند تودههاى عوام مسلمين را بر ضدّ او بشورانند ؛ لذا در نقلى از عمرو عاص مىخوانيم كه به عايشه گفت :
« اى كاش در روز جنگ جمل كشته شده بودى ! » عايشه به او گفت : « بى پدر چرا ؟ » عمرو گفت : « تو از دنيا مىرفتى و وارد بهشت مىشدى ! و ما كشتن تو را بزرگترين دستاويز بر ضدّ على قرار مىداديم . « 1 » » به هر حال ، اين افتخارى است براى على عليه السّلام كه از آنها صرف نظر كرد و جامعهء اسلامى را نجات داد .
* * *
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغه ، ابن ابى الحديد ، جلد 6 ، صفحهء 322 .