كرده ، چنين مىفرمايد : « و مقرر داشته هر موجود زندهاى كه روح در آن دميده سرانجام رهسپار ديار فنا كند » . ( و وأى « 1 » على نفسه إلّا يضطرب شبح « 2 » ممّا أولج فيه الرّوح ، إلّا و جعل الحمام موعده ، و الفناء غايته ) .
آرى ، سرانجام هر جنبندهاى و صاحب روحى مرگ است و اين سخن از يك سو اشارهاى به اين است كه حيات دنيا با تمام زيبايىها و شگفتىهايش پايدار نمىماند و نمىتوان دل بر آن بست و از سوى ديگر با مقايسهء مرگ و زندگى اين موجودات ، بهتر مىتوان به عظمت آفريدگار پى برد ؛ زيرا اهمّيّت هر چيز به هنگام فنايش ظاهر مىشود .
* * *
نكته اندكى از شگفتىهاى ماهىهاى بزرگ و فيلها
دربارهء شگفتىهاى آفرينش مورچگان در تفسير خطبهء 185 كه امام عليه السّلام بيان مشروحى دربارهء آنها دارد به خواست خدا بحث خواهيم كرد ؛ در اين جا تنها اشارهاى به زندگى ماهيان بزرگ ( نهنگها ) و فيل مىكنيم :
نهنگها
: دانشمندان مىگويند : در درياهاى جهان پانزده هزار نوع ماهى وجود دارد . بعضى از آنها بسيار كوچكند كه از يكى دو سانتى متر تجاوز نمىكنند و بعضى از آنها مانند نهنگهاى عظيم ( كه بالن ، بال و وال نيز ناميده مىشود ) طول بدنشان تا سى متر و وزنشان به سى تن مىرسد . آنها شگفتىهاى زيادى دارند ؛ مانند :
معدهء آنها بسيار بزرگ است كه چند خروار خوراك در آنها جاى مىگيرد !
هامش
( 1 ) « وأى » از مادهء « وأى » ( بر وزن سعى ) به معناى وعده دادن گرفته شده است .
( 2 ) « شبح » به معناى شخص و هر چيزى كه در برابر انسان آشكار مىشود و حس آن را درك مىكند ، آمده است .