زيباى پر نقش و نگار يا پردههاى رنگارنگ يمنى است و اگر آن را با زيورها مقايسه كنى ، همچون نگينهاى رنگارنگى است كه در نوارى از نقره كه با جواهرات ، زينت يافته در تاجى قرار گرفته است .
او همچون كسى كه به خود مىبالد با عشوه و ناز گام بر مىدارد ؛ گاه سر را بر مىگرداند و به دم ( زيبا ) و دو بالش مىنگرد ؛ ناگهان از زيبايى فوقالعادهاى كه پر و بالش به او بخشيده و رنگهايى كه همچون لؤلؤ و جواهر به هم درآميخته قهقهه سر مىدهد ؛ اما همين كه ( خم مىشود و به ) پاهاى ( زشت ) خود نظر مىافكند آن چنان ( ناراحت مىگردد كه ) صداى گريه او بلند مىشود ؛ فريادى كه استغاثه جان كاهش از آن آشكار است و گواه صادق دردى است كه در درون دارد ! چه اين كه پاهايش همچون پاهاى خروس خلاسى باريك ( و تيره رنگ و زشت ) است و در گوشهاى از ساق پايش ناخنى مخفى روييده شده .
شرح و تفسير ترسيم دقيق و بسيار ظريفى از بال و پر طاووس
در اين بخش از خطبه امام عليه السّلام در ادامهء عجايب آفرينش طاووس به وصف بال و پرهاى رنگين و شگفتانگيز او مىپردازد و با فصاحت و بلاغت و تشبيهات بسيار زيبايى آن را شرح مىدهد ؛ مىفرمايد : « ( هر گاه به بال و پر طاووس بنگرى ) گمان مىكنى كه نىهاى وسط پرهاى او همچون شانههايى است كه از نقره ساخته شده و آن چه بر آن از حلقهها و هالههاى عجيب خورشيد مانند روئيده ، طلاى خالص و قطعات زبرجد است ! » ( تخال قصبه « 1 » مداري « 2 » من فضّة ، و ما أنبت عليها من عجيب داراته « 3 » ، و
هامش
( 1 ) « قصب » به معناى نىهاى مخصوصى است كه در لابهلاى پرها قرار دارد .
( 2 ) « مدارى » جمع « مدرى » ( بر وزن املا ) به معناى شانه است .
( 3 ) « دارت » جمع « داره » به معناى حلقه يا هاله اطراف ماه است .