ترجمه
: بدان ، برترين بندگان نزد خدا پيشواى عادلى است كه خود ، هدايت شده و ديگران را هدايت مىكند ؛ سنتهاى شناخته شده را بر پا مىدارد و بدعتهاى ناشناخته را مىميراند ؛ چرا كه سنتها روشن و نورانىاند و نشانههاى مشخص دارند و بدعتها آشكارند و علامتهايى دارند ، ( و نا آشنا بودن بدعتها دليل روشنى بر عدم مشروعيت آنهاست ) بدترين مردم نزد خداوند پيشواى ستمگرى است كه هم خود ، گمراه است و هم مردم به وسيلهء او گمراه مىشوند ، كسى كه سنّتهاى مقبول را از ميان برده و بدعتهاى متروك را زنده كرده است ، من از رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله شنيدم كه فرمود : روز قيامت ، پيشواى ستمگر را حاضر مىكنند ؛ در حالى كه نه ياورى با اوست و نه عذر خواهى ، سپس او را در آتش دوزخ مىافكنند و همچون سنگ آسيا در آن ، به گردش در مىآيد ( و همان رسوايى او را مىبينند ) آن گاه او را در قعر دوزخ به زنجير مىكشند .
من تو را به خدا سوگند مىدهم نكند تو همان پيشواى مقتول اين امّت باشى ! چرا كه گفته مىشد ( پيغمبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله مىفرمود : ) « در اين امّت ، پيشوايى به قتل مىرسد كه بعد از آن درهاى كشتار و جنگ به روى اين امت تا قيامت گشوده خواهد شد ! » امور اين امّت را بر آنها مشتبه مىكند ؛ فتنه و فساد را در ميان آنان گسترش مىدهد ؛ به گونهاى كه حق را از باطل تمييز نمىدهند و به سختى در آن فتنه غوطهور مىشوند و به شدّت در هم آميخته و فاسد خواهند شد ، مبادا مركب راهوار مروان شوى ( و زمام خود را به دست او بسپارى ) تا تو را هر جا مىخواهد ببرد ؛ آن هم بعد از اين سنّ و سال و گذراندن عمر ( و تجربيات فراوان ) .
* * * ( هنگامى كه سخن مولا به اين جا رسيد ) عثمان گفت : با مردم سخن بگو و از آنان بخواه به من مهلت دهند تا از حقوق ( از دست رفتهء ) آنها رهايى يابم . امام عليه السّلام فرمود :
آن چه مربوط به مدينه است مهلتى در آن نيست و آن چه مربوط به بيرون مدينه است مهلتش رسيدن دستور تو به آنهاست .