تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
آن چه صورت بخشيد ، تصوير زيبايى داد » ( لم يخلق الأشياء من أصول أزليّة ، و لا من أوائل أبديّة ، بل خلق ما خلق فأقام حدّه ، و صوّر ما صوّر فأحسن صورته ) . اين سخن ، اشاره به ابداع در خلقت است ؛ يعنى آفرينش اشيا مسبوق به هيچ سابقه‌اى نبود . نه موادّى وجود داشت كه خداوند ، اشيا را از آن مواد ازلى آفريده باشد و نه صورت‌ها و اشكالى وجود داشت كه از آن اقتباس كرده باشد ؛ بلكه هم مواد ، بىسابقه بود و هم صورت‌ها ؛ بر خلاف آن چه بعضى از فلاسفه دربارهء ازلى بودن مادّه پنداشته‌اند ؛ چرا كه ازلى و ابدى تنها ذات پاك خداوند است و همان گونه كه در برهان‌هاى توحيد گفته‌ايم دو وجود ازلى و ابدى در عالم ممكن نيست و جالب اين كه اين گونه سخنان را امام عليه السّلام در عصرى مىفرمايد كه اين چنين سخنانى در آن محيط وجود نداشت و دربارهء معرفة اللّه كسى با اين منطق دقيق و متقن سخن نمىگفت . سپس به قدرت بىپايان خداوند از ديدگاه ديگرى اشاره كرده ، مىفرمايد : « هيچ چيز در برابر قدرتش ياراى مقاومت ندارد و از اطاعت كسى يا چيزى نفعى عايد او نمىشود » ( ليس لشيء منه امتناع ، و لا له بطاعة شيء انتفاع ) . بلكه همه چيز در برابر ارادهء تكوينى او تسليم مطلق‌اند . هر گونه بخواهد ايجاد مىكند و هر زمان بخواهد وجودش را بر مىچيند ؛ ولى با اين حال چنان نيست كه تسليم بودن موجودات و اطاعت مطيعان و عبادت عبادت كاران چيزى بر عظمت او بيفزايد ؛ چرا كه وجودش نامتناهى و سرچشمهء همهء خيرات و بركات است . اين در ناحيهء قدرتش و اما در جهت علم بىپايانش مىفرمايد : « علم او به مردگان پيشين همچون علمش به زندگان باقى است و دانشش به آن چه در آسمان‌هاى بالاست همچون دانش او به آن چه در طبقات پايين زمين است ، مىباشد » ( علمه بالأموات الماضين كعلمه بالأحياء الباقين ، و علمه بما في السماوات العلى كعلمه بما في الأرضين السّفلى ) .