نيز نقل شده است : « إنّ اللّه لا يوصف بمحدوديّة عظم ربّنا عن الصّفة فكيف يوصف بمحدوديّة من لا يحدّ ؛ خداوند به هيچ محدوديتى وصف نمىشود ( و ذات پاكش هيچ حدّى را نمىپذيرد ) او برتر از چنين توصيفى است و چگونه ممكن است كسى كه هيچ حدّى ندارد وصف به محدوديت شود » . « 1 » در حديث ديگرى از امام على بن موسى الرضا عليه السّلام مىخوانيم : « هو أجلّ من أن تدركه الأبصار أو يحيط به و هم أو يضبطه عقل ؛ او برتر از آن است كه چشمها او را ببيند و انديشه به او احاطه پيدا كند و عقل ، او را به قيد و شرطى در آورد » .
سؤال كنندهاى پرسيد : پس حدّ او را براى من بيان فرما . امام عليه السّلام فرمود : « إنّه لا يحدّ قال : لم ؟ قال عليه السّلام : لأنّ كلّ محدود متناه إلى حدّ فاذا احتمل التّحديد احتمل الزّيادة و إذا احتمل الزّيادة احتمل النّقصان فهو غير محدود و لا متزائد و لا متجزّ و لا متوهّم ؛ قطعا حدى ندارد . گفت : چرا ؟ فرمود : زيرا هر محدودى بالاخره متناهى به حدّى است ؛ بنابر اين اگر وجودش حدّى را بپذيرد قابل زيادى است و اگر قابل زيادى بود ، قابل نقصان است ( و اگر قابل زيادى و نقصان باشد ممكن الوجود خواهد بود ) بنابر اين او نامحدود است ؛ زيادى را مىپذيرد نه تجزيه مىشود و نه در وهم مىگنجد » . « 2 »
هامش
( 1 ) اصول كافى ، جلد 1 ، صفحهء 100 ، باب النهى عن الصفة .
( 2 ) بحار الانوار ، جلد 3 ، صفحهء 15 . براى توضيح بيشتر به « تفسير پيام قرآن » ، جلد 3 ، صفحهء 189 به بعد مراجعه كنيد .