تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 286

مساهمون:

ص٢٨٦

شرح و تفسير چرا خلافت علوى غصب شد ؟

همان گونه كه بيان شد اين گفتار به طور كامل در پاسخ يك سؤال ايراد شده است . سؤالى كه قراين كلام نشان مىدهد كه در محل يا زمان مناسبى ايراد نشده ؛ ولى هر چه بود امام عليه السّلام براى اين كه سؤال را بى پاسخ نگذارد ، به ذكر پاسخ فشرده و پر معنايى پرداخت . نخست فرمود : « اى برادر اسدى ! ( سوال كننده از طايفهء بنى اسد بود ) تو مردى مضطرب و دستپاچه‌اى و بى هنگام پرسش مىكنى ؛ ولى با اين حال هم احترام خويشاوندى سببى دارى و هم حق پرسش . اكنون كه مىخواهى بدانى ، بدان » ( يا أخا بني أسد ، إنّك لقلق الوضين ترسل في غير سدد « 1 » ، و لك بعد ذمامة « 2 » الصّهر و حقّ المسألة ، و قد استعلمت فاعلم ) . در اين كه چرا امام عليه السّلام مخاطب را « أخا بني أسد » خطاب كرد و در ضمن كلماتش فرمود : تو با ما خويشاوندى سببى دارى ؟ در ميان شارحان نهج البلاغه گفتگوست ؛ بعضى مانند « ابن ابى الحديد » و مرحوم « مغنيه » معتقدند به دليل آن است كه يكى از همسران پيامبر صلّى اللّه عليه و آله « زينب بنت جحش » از طايفهء بنى اسد بود « 3 » و بعضى احتمال مىدهند ، على عليه السّلام همسرى از « بنى اسد » انتخاب كرده بود ؛ هر چند در تواريخ ذكرى از آن نيامده ( جمع ميان اين دو تفسير نيز مانعى ندارد ) .
هامش
( 1 ) « سدد » به معناى صاف و درست بودن است . ( 2 ) « ذماقة » به معناى حق و حرمت است . ( 3 ) بنى اسد طايفه‌اى از عرب بودند كه به جنگ‌جويى در عصر جاهليّت و بعد از ظهور اسلام معروف بودند . آن‌ها در نزديكى سرزمين « نجد » مىزيستند و بعد از ظهور اسلام مسلمان شدند و در جنگ قادسيه همراه « سعد بن ابى وقاص » جنگيدند و كشته‌هاى زيادى دادند . تاريخ بنى اسد مملوّ از حوادث گوناگون است . گروهى از آن‌ها به يارى شهداى كربلا براى دفن اجساد آن‌ها شتافتند و گروهى نيز طرفدار عبيد اللّه بودند و با لشكر او همراهى كردند .