يتناسلون ، و لا يتزاورون ، و لا يتحاورون « 1 » ) .
و به گفتهء شاعر :
و حلّوا بدار لا تزاور بينهم * و أنّى لسكّان القبور التّزاور
« آنها به سرايى وارد شدند كه هيچ ديدارى در ميان ساكنانش نيست ، چگونه ساكنان قبور مىتوانند با هم ديدار داشته باشند » . « 2 » بديهى است كه اين سخن ناظر به جسم انسانهاست و هيچ مانعى ندارد كه ارواح مؤمنان با هم ديدار داشته باشند و سخن بگويند .
و در پايان خطبه و نتيجهگيرى نهايى امام عليه السّلام به همه هشدار مىدهد و مىفرمايد :
« ( چون سرنوشت شما چنين است ) ، پس اى بندگان خدا ! بر حذر باشيد ، همانند كسى كه بر نفس خود پيروز گشته و از شهوات سركش مانع شده ، و با چشم عقل مىنگرد ؛ چرا كه همه چيز آشكار ، نشانههاى راه برقرار و جادّه ، صاف و هموار و راه ، مستقيم و استوار است ! » ( فاحذروا ، عباد اللّه ، حذر الغالب لنفسه ، المانع لشهوته ، النّاظر بعقله ؛ فإنّ الأمر واضح ، و العلم قائم ، و الطّريق جدد « 3 » و السّبيل قصد ) .
جملهء « فاحذروا . . . النّاظر بعقله » اشاره به اين است كه در صورتى انسان مىتواند از خطرهايى كه در بخشهاى پيشين خطبه آمده در امان بماند كه اوّلا بر نفس خود غالب باشد و به دنبال آن بتواند شهوات خود را مهار كند و در پى آن با ديدهء تيزبين عقل به مسائل بنگرد ؛ نه با ديدهء گمراه كنندهء شهوات .
جملههاى چهارگانهاى كه در پايان خطبه ذكر شده ، هر يك اشاره به نكتهء مستقلّى دارد . نخست مىفرمايد : برنامههاى سعادت به وسيلهء قرآن و اولياى الهى تبيين شده و در
هامش
( 1 ) « يتحاورون » از مادّهء « محاوره » به معناى رفت و آمد و همچنين ردّ و بدل كردن سخن و بحث است .
( 2 ) منهاج البراعة ، جلد 9 ، صفحهء 412 .
( 3 ) « جدد » از مادّهء « جدّ » ( بر وزن خط ) به معناى قطع كردن و همچنين پيمودن زمينهاى صاف و محكم است و به راه صاف و محكم « جادّه » گفته مىشود .