با اين حال ، آيا بر پيشواى بزرگى همچون على عليه السّلام لازم نيست كه همچون يك طبيب آگاه دامن همّت به كمر زند و به درمان آن جامعهء بيمار از طريق تحقير دنيا و دنيا پرستى و دنيا پرستان بپردازد ؟
بنابر اين جايى براى اين سؤال باقى نمىماند كه چرا پيشواى اسلام - اسلامى كه دين زندگى و پيشرفت و تمدّن است - اين گونه دربارهء دنيا سخن مىگويد ؟
امروز هم اگر بخواهيم جلوى جنگها و خون ريزىها و تجارت سوداگران مرگ و خريد و فروش سلاحهاى مرگبار كشنده و تأسيس مراكز فساد و تجاوز به مال و ناموس ديگران را بگيريم ، راهى جز اين نيست كه دنيا و دنيا پرستى آن چنان تحقير شود كه به صورت يك ضد ارزش درآيد و مردم به زندگى ساده - كه در حدّ كفاف است - قناعت كنند .
اين سخن را با حديثى از امام صادق عليه السّلام پايان مىدهيم كه فرمود : « جعل الخير كلّه في بيت و جعل مفتاحه الزّهد في الدّنيا ؛ تمام نيكىها در خانهاى نهاده شده و كليد آن خانه زهد در دنياست » . « 1 »
* * *
هامش
( 1 ) اصول كافى ، جلد 2 ، صفحهء 128 .