دگرگون ساخت و اين جا بود كه رقابتهاى مخرّب و دنيا پرستى لجام گسيخته دامان گروهى را گرفت و آن گروه را غرق گناه ساخت .
از همين رو جاى تعجّب نيست كه پيشواى بزرگ و آگاهى همچون على عليه السّلام براى دگرگون ساختن آن وضع نابسامان ، داغترين خطبهها را در مذمّت دنيا و دنيا پرستان ايراد كند ؛ دست مردم را بگيرد و به اعماق تاريخ انبياى پيشين ببرد و زندگى پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله و خودش را كه در نهايت سادگى و زهد بود ، ارائه دهد تا دنيا پرستان آن محيط از خواب غفلت بيدار شوند و مسير خطرناك خود را تغيير دهند . براى نمونه در عصر عثمان - كه اموال زيادى به بيت المال اسلام رسيد و مىبايست صرف عمران و آبادى كشورهاى اسلامى و نجات محرومان مىشد - گروهى از خويشاوندان و اطرافيان او بر آن اموال دست انداختند و هر يك ثروت عجيبى براى خويش فراهم ساختند كه مرحوم علّامهء امينى در جلد هشتم الغدير با عنوان « الكنوز المكنّزه ببركة الخليفة » ( گنجهاى عظيمى كه به بركت خليفه به وجود آمد ) بخشى از آن را با آمار دقيق از منابع اهل سنّت نقل مىكند و عدهء زيادى همچون : مروان ، طلحه ، زبير ، سعد بن ابى وقاص ، يعلى بن اميّه ، عبد الرحمن بن عوف ، زيد بن ثابت و كسانى ديگر را بر مىشمرد كه هر يك آلاف و الوفى از بيت المال را تصاحب كردند .
از جمله مىنويسد : « زيد بن ثابت آن قدر شمش طلا و نقره از خود باقى گذاشت كه ورثهء او آنها را با تيشه مىشكستند و تقسيم مىكردند . يعلى بن اميه پانصد هزار دينار از خود به ارث گذاشت و مزارع و باغات و منازل و مطالباتى نيز كه از مردم داشت به صد هزار دينار مىرسيد ( هر دينار يك مثقال طلاى مسكوك است ) .
و در مورد عبد الرحمن بن عوف نوشتهاند : هزار شتر و سه هزار گوسفند و يك صد اسب و مقدار زيادى زمين زراعتى از خود به يادگار گذاشت و امثال آنها كه با مراجعه به كتاب الغدير آمار و همچنين مدارك آن روشن مىشود . « 1 »
هامش
( 1 ) الغدير ، جلد 8 ، صفحهء 282 .