النّفس . و الهرب منه موافاته ) .
در اين كه ، چگونه فرار از مرگ سبب ملاقات آن مىشود شارحان « نهج البلاغه » تفسيرهايى دارند .
بعضى مىگويند : منظور از اين جمله كه : « هر كس از مرگى كه فرار مىكند ، در همان حال فرار به آن مىرسد » اين است : هنگامى كه اجل فرا رسد و فرمان حركت از دنيا از سوى خداوند صادر شود ، حتى داروها نتيجهء معكوس مىدهند سركهء انگبين ، صفرا مىافزايد و آنچه در حال عادى شفابخش بود ، سبب مرگ مىشود .
اين احتمال نيز در تفسير جملهء بالا داده شده كه ، انسان زمانى را كه براى درمان در چنين حالات صرف مىكند او را به پايان عمرش نزديكتر مىسازد « 1 » .
و به تعبير ديگر بسيار ديده شده ، انسان از همان چيزهايى كه مىترسد ، به آن گرفتار مىشود و از چيزى كه فرار مىكند ، به آن مىرسد و طبق اين تفسير ، حكم بالا يك حكم كلى نيست بلكه يك حكم غالبى است .
سپس مىافزايد : « چه روزهايى كه من به بحث و كنجكاوى از اسرار و باطن اين امر ( پايان زندگى ) پرداختم ، ولى خداوند جز اخفاى آن را نخواسته است ، هيهات ! اين علمى است پنهان ، ( و مربوط به ذات پاك خداوند ) » ( كم أطردت « 2 » الأيّام أبحثها عن مكنون هذا الأمر ، فأبى اللّه إلّا إخفاءه .
هيهات ! علم مخزون ) .
هامش
( 1 ) شرح نهج البلاغهء « ابن ميثم بحرانى » و « منهاج البرائه خويى » رحمه اللّه .
( 2 ) « اطردت » از مادّهء « طرد » به معنى كنار زدن است و جملهء « اطردت الأيام » مفهومش اين است كه روزها را يكى بعد از ديگرى كنار زدم .