تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 621

مساهمون:

ص٦٢١
أو كوقع النّار في الهشيم « 1 » لا يحفل « 2 » ما حرّق ! ) در اين كه ضميرها در عبارات فوق به چه شخص و يا اشخاصى بر مىگردد ، در ميان شارحان گفتگوهاى فراوانى است . بعضى آن را اشاره به خلفاى نخستين مىدانند ، و بعضى به گروهى از صحابه كه راه خطا را پيمودند . و بعضى براى آن يك مفهوم عام قائلند ، نه اشخاص معيّن . و بعضى اشاره به « بنى اميه » مىدانند . و احتمال اخير از همه مناسب‌تر است ؛ زيرا آنها به وضوح دنيا را بر آخرت مقدّم داشتند ، و چشمهء زلال حق را رها كرده و به لجن دنياى متعفن رو آوردند . و بنابر اين تفسير جملهء « كأنّي أنظر إلى فاسقهم » ، اشاره به « عبد الملك بن مروان » مىباشد ، كه از چهره‌هاى بسيار كثيف « بنى اميه » بود ، و جنايات زيادى را مرتكب شد ، كه خودش مستقيما متولى آن بود ، و چه جنايات وحشتناكى كه به توسّط فرماندار خونخوارش « حجّاج » انجام شد . او سيل ويرانگر و آتش سوزانى بود كه هر چيزى را بر سر راه خود مىديد به نابودى مىكشاند . تعبير « كأنّي أنظر إلى فاسقهم ؛ گويا فاسق آنها را مىبينم . . » . ، نشان مىدهد كه اشاره به فردى است كه در آينده پيدا مىشود و تطبيق آن بر گذشتگان و يا معاصران حضرت جز با تكلّف ممكن نيست .
هامش
( 1 ) « الهشيم » از مادّهء « هشم » ( بر وزن پشم ) به گياهان خشكيدهء در هم شكسته اطلاق مىشود . ( 2 ) « لا يحفل » از مادّهء « حفول » به معنى اعتنا كردن به چيزى گرفته شد بنابر اين « لا يحفل » يعنى اعتنا نمىكند .