اين بوده است كه در برابر بدخواهان و كسانى كه فضايل آن حضرت را انكار مىكردند پاسخ روشنى بيان فرموده باشد ، و البتّه بخشى از اين خطبه ناظر به اين معناست ، هر چند بخشهاى ديگر جنبهء كلى دارد .
به هر حال امام عليه السّلام در بخش اوّل اين خطبه به دو چيز اشاره مىفرمايد :
فلسفه بعثت پيامبران و فلسفه آزمايشهاى الهى .
نخست مىفرمايد : خداوند رسولان خود را با وحى كه ويژه پيامبران اوست مبعوث ساخت ، و آنان را حجت خويش بر خلقش قرار داد تا دليلى ( در برابر خداوند ) به خاطر نفرستادن حجت و راهنما نداشته باشند ، و به اين ترتيب خلق خود را با زبان صدق و راستى به راه حق فرا خواند » ( بعث اللّه رسله بما خصّهم به من وحيه ، و جعلهم حجّة له على خلقه . لئلّا تجب الحجّة لهم به ترك الإعذار « 1 » إليهم ، فدعاهم بلسان الصّدق إلى سبيل الحقّ ) .
اين عبارت ، اشاره به نكتهء مهمى است كه كرارا در آيات قرآن آمده است و آن ، اين كه خداوند تا پيامبرى مبعوث نكند و اوامر و نواهى خود را از طريق وحى بر او نازل نسازد ، متخلفان را مجازات نخواهد كرد ، در آيهء 15 و 16 سورهء اسراء مىخوانيم : «
« وَ ما كُنَّا مُعَذِّبِينَ حَتَّى نَبْعَثَ رَسُولًا وَ إِذا أَرَدْنا أَنْ نُهْلِكَ قَرْيَةً أَمَرْنا مُتْرَفِيها فَفَسَقُوا فِيها فَحَقَّ عَلَيْهَا الْقَوْلُ فَدَمَّرْناها تَدْمِيراً »
؛ و ما هرگز ( قومى را ) مجازات نخواهيم كرد ، مگر آن كه پيامبرى مبعوث كرده باشيم ، و هنگامى كه بخواهيم شهر و ديارى را هلاك كنيم ، نخست اوامر خود را براى مترفين ( و ثروتمندان مست شهوت ) آن جا بيان مىداريم ، سپس هنگامى كه به مخالفت برخاستند و استحقاق مجازات يافتند آنها را به شدت در هم مىكوبيم » .
در اين جا اين سؤال پيش مىآيد كه با قبول استقلال حكم عقل ، هر گاه
هامش
( 1 ) « اعذار » مصدر باب افعال از مادّهء « عذر » به معنى اتمام حجت است .