بفرستد ، فرمود : « برو استغفار كن » .
سوّمى آمد و عرض كرد : يا امير المؤمنين فقير و بيچارهام ، دعا كنيد خداوند مرا بىنياز كند ، فرمود : « برو استغفار كن » .
چهارمى آمد عرض كرد : يا امير المؤمنين عليه السّلام مال و ثروت فراوان دارم ولى فرزندى ندارم ، دعا كنيد خدا مرا فرزندى دهد ، فرمود : « برو استغفار كن » .
نفر پنجمى آمد و عرض كرد : يا سيّد الوصيين باغ و بستان ما ميوهاش كم شده ، دعا كنيد خداوند بركت دهد و ميوه بيشترى نصيب شود ، فرمود : « برو استغفار كن » .
ششمين نفر آمد عرض كرد : يا على ! در منطقهء ما چشمهها خشك شده و آب چشمهها و كاريزها فرو رفته ، دعا كنيد از اين گرفتاريها نجات يابيم ، فرمود :
« برو استغفار كن » .
« ابن عباس » در آن جا حاضر بود ، تعجب كرد ، عرض كرد : يا امير المؤمنين هر كدام از اين شش نفر تقاضايى داشتند ، شما همه را يك جواب داديد ، امام عليه السّلام فرمود : پسر عم ! مگر كلام خدا را نشنيدهاى كه ( در سورهء نوح آيات 10 و 11 و 12 ) مىفرمايد :
فقلت استغفروا ربّكم إنّه كان غفّارا * يرسل السّماء عليكم مدرارا * و يمددكم بأموال و بنين و يجعل لّكم جنّات و يجعل لّكم أنهارا
« 1 » .
هامش
( 1 ) تفسير منهج الصادقين جلد 10 ، صفحهء 19 ( با كمى تلخيص ) .
اين حديث به صورت فشردهترى از امام مجتبى عليه السّلام نيز نقل شده است . ( مجمع البيان ، جلد 10 ، صفحهء 361 ) .