و در پايان چنين نتيجه مىگيرد : « رحمت خدا بر آن كس كه به استقبال توبه بشتابد ، از خطاى خود پوزش طلبد و ( با اعمال صالح ) بر مرگ پيشى گيرد » ( فرحم اللّه امرأ استقبل توبته ، و استقال « 1 » خطيئته ، و بادر منيّته ! ) .
آرى هنگامى كه درهاى رحمت الهى بر اثر كثرت گناهان بسته شود ، چارهاى جز بازگشت به درگاه او و گشودن درهاى رحمت به وسيلهء استغفار و توبه حقيقى نيست ، و جالب اين كه امام عليه السّلام براى اثبات اين مقصد از مناسبترين آيهء قرآن بهره گرفته و با آن استدلال مىكند ، آيهاى كه از زبان نوح پيامبر عليه السّلام ، خطاب به امتش سخن مىگويد و نشان مىدهد خداوند غفار ، توبه كنندگان را مىپذيرد ، بارانهاى پر بركت براى آنها مىفرستد و سرمايههاى مادى و نيروى انسانى آنها را تقويت مىكند ، و وضع كشاورزى آنها را با آبهاى فراوان بهبود مىبخشد .
جملهء « و بادر منيّته » ( بر مرگ پيشى گيرد ) اشاره به اين است كه توبه تنها براى رسيدن به رفاه مادى دنيا نيست ، بلكه هدف مهمتر آن ، نجات در آخرت است ؛ چرا كه اگر مرگ بر توبه پيشى گيرد ، راهى براى جبران نيست ، و اگر توبه و اعمال صالح بر مرگ پيشى گيرند ، كليد نجات در سراى ديگر در اختيار اوست .
نكته بخشى از فلسفهء بلاها
در مورد فلسفهء بلاها و آفات ، سخن بسيار گفتهاند و گفتهايم . آنچه از بسيارى از آيات قرآن و روايات اسلامى استفاده مىشود ، يكى از علل آفات و حوادث
هامش
( 1 ) « استقال » از مادّهء « استقاله » به اين معناست كه شخصى را كه زمين خورده كمك كنند تا برخيزد سپس به فسخ معامله يا تقاضاى عفو و بخشش از گناه نيز اطلاق شده است .