تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 535

مساهمون:

ص٥٣٥
« و زمين را با سرها فرش مىكند ! » ( و فرش الأرض بالرّؤوس ) . « دهانش را باز كرده ( و همه چيز را فرو مىبلعد ) ( قد فغرت « 1 » فاغرته ) . « گام‌هايش بر زمين سنگين است ( و همهء مناطق را زير نفوذ خود مىگيرد ) » . ( و ثقلت في الأرض وطأته ) . « جولان او وسيع » ( بعيد الجولة « 2 » ) . « و حمله‌اش عظيم است » ( عظيم الصّولة « 3 » ) . و سرانجام مىافزايد : « به خدا سوگند شما را در اطراف زمين پراكنده مىسازد تا آن جا كه جز تعداد كمى از شما - همچون بقاياى سرمه در چشم - باقى نماند ! » ( و اللّه ليشرّدنّكم « 4 » في أطراف الأرض حتّى لا يبقى منكم إلّا قليل ، كالكحل في العين ) . اين تعبيرات نه گانه كه معرفى كاملى از آن حاكم خونخوار ، پر قدرت و بىرحم را در بردارد ، نشان مىدهد كه او چنان اهل ايمان را در هم مىكوبد كه جز اندكى از آنها باقى نمىماند . نفس‌ها را در سينه‌ها حبس مىكند ، و قيام‌ها را در نطفه خفه مىنمايد ، و با خون‌ريزى گسترده از « شام » تا « كوفه » و از « كوفه » تا مناطق ديگر را زير سيطرهء خود قرار مىدهد . در اين كه اين شخص با اين اوصاف كيست ؟ شارحان نهج البلاغه دو نظر مختلف دارند : گروهى آن را اشاره به « عبد الملك بن مروان » مىدانند كه
هامش
( 1 ) « فغرت » از مادّهء « فغر » ( بر وزن فقر ) به معنى گشودن دهان است و در اين جا كنايه از حرص و آز براى به چنگ آوردن همه چيز است . و « فاغر » اسم فاعل از همين مادّهء است . ( 2 ) « جوله » از مادّهء « جول » ( بر وزن قول ) به معنى حركت كردن و گردش گرد مكانى است اين تعبير كنايه از تلاش و كوشش و فعاليتهاى پى در پى مىباشد . ( 3 ) « صوله » و « صول » ( بر وزن قول ) به معنى حمله كردن در جنگ و يا پريدن بر چيزى است . ( 4 ) « ليشردنّكم » از مادّهء « تشريد » به معنى تبعيد كردن و طرد نمودن و پراكنده ساختن است .