عطفوا الهدى على الهوى ، و يعطف الرّأي على القرآن إذا عطفوا القرآن على الرّأي ) .
آيا اين دو جمله داراى يك مفهوم و يك محتواست و در واقع تاكيد يكديگر است ؟ يا اين كه جملهء اوّل اشاره به هدايتهاى عقلانى و جملهء دوّم ناظر به هدايتهاى قرآنى است ؟
معنى دوّم صحيحتر به نظر مىرسد ، يعنى در آن روز كه مردم به خاطر هواپرستى منطق عقل و هدايتهاى خردمندانه را به فراموشى سپردهاند ، پردههاى هواپرستى را كنار مىزند و هدايتهاى عقلانى را حاكم مىكند ، و آن روز كه توجيهگران براى رسيدن به خواستههاى نادرست خويش قرآن را از طريق تفسير به رأى برخواستههاى خويش تطبيق مىكنند او فرمان وحى را معيار سنجش و برنامهء كار خويش قرار مىدهد و تفسير به رأى و توجيهگرى را كنار مىزند .
اگر درست دقت كنيم ريشه همهء بدبختىها همين دو چيز است : حاكم كردن هواى نفس بر عقل و تطبيق خواستههاى دل بر آيات قرآن از طريق تفسير به رأى ، و اگر اين دو از ميان برود جادّه براى رسيدن به حكومت عدل الهى هموار مىگردد .
تمام مسائلى كه دامان مسلمين را از آغاز تاكنون گرفته بخاطر همين دو انحراف است و طريق اصلاح نيز اصلاح همين دو مىباشد .
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 526
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٥٢٦