( پيامبر ) را تعطيل كند و بدين سبب امّت را به هلاكت بيفكند » ( و لا المعطّل للسّنّة فيهلك الأمّة ) .
البتّه تعبير به « سنّت » ممكن است اشاره به سنّت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله باشد كه در بالا به آن اشاره شد و يا سنّتها و قوانين الهى كه خداوند آن را در جهان آفرينش مقرّر فرموده است يا سنّتهاى حسنهء اجتماعى است كه در عهدنامهء « مالك اشتر » به آن اشاره شده است « و لا تنقض سنّة صالحة عمل بها صدور هذه الأمّة ؛ سنتهاى خوبى را كه در آغاز اين امت ، به آن عمل شده نشكن » و يا هر سه ، هر چند معنى اوّل به نظر نزديكتر مىرسد .
نكته بلاى بزرگ حكومتها
همان گونه كه در آغاز اين خطبه به آن اشاره شده اين خطبه در واقع از سه بخش تشكيل شده ، كه به طور كامل با هم مرتبط است : نخست امام نيروهاى آمادهاى را كه بايد در اقامهء حقّ و عدالت فعّال باشند ولى بر اثر اختلاف و به كار نگرفتن عقل و خرد به ضعف و ناتوانى كشانده شدهاند را سرزنش مىكند .
سپس هدفها و انگيزههاى حكومت عدل اسلامى و انسانى را بر مىشمرد و در پايان اركان اصلى صفات حاكمان عدل را ذكر مىكند ؛ به يقين هر گاه از يك سو نيروهاى مؤمن ، متّحد و ساخته شوند و اهداف و انگيزهها ، پاك و مقدّس باشد و والى ، صفات ششگانهء لازم را احراز كند حكومتى بر پا خواهد شد كه حافظ امنيّت و عدالت و احياگر ارزشهاى اسلامى و انسانى خواهد بود .
اگر بخل جاى سخاوت را بگيرد .