خطبهء مورد بحث از خطبههايى است كه امام عليه السّلام در آغاز به اين معنا پرداخته و چنين مىفرمايد : « اى ارواح پر اختلاف و اى دلهاى پراكنده ! شمايى كه بدنهايتان حاضر و ظاهر است و عقلهايتان پوشيده و پنهان » ( أيّتها النّفوس المختلفة ، و القلوب المتشتّتة ، الشّاهدة أبدانهم ، و الغائبة عنهم عقولهم ) .
امام عليه السّلام در اين جا انگشت روى نقطهء اصلى درد جامعهها و جمعيّتها گذارده است و آن مسألهء اختلاف و پراكندگى است كه سبب درگيرىها و از ميان رفتن نيروها مىشود . تعبير به « الشّاهدة أبدانهم . . . . » اشاره به حضور جسمانى آنها در اجتماع و غيبت فكرى و روحانى و بيگانگى آنان از حوادث خطيرى است كه در جامعه مىگذرد .
اهميّت اين موضوع سبب شده كه امام عليه السّلام در خطبههاى ديگر ، نيز همين تعبير را با كمى تفاوت ذكر مىفرمايد مانند آنچه در خطبهء 29 و 97 گذشت كه در اوّلى آمده است : « أيّها النّاس المجتمعة ابدانهم المختلفة أهوائهم » و در دوّمى مىخوانيم : « أيّها القوم الشّاهدة ابدانهم الغائبة عنهم عقولهم المختلفة أهوائهم » .
سپس اضافه مىفرمايد كه : « من پيوسته شما را متوجه حق مىسازم ولى شما از آن فرار مىكنيد همچون بزهايى كه از غرّش شير مىگريزند ! » ( أظأركم « 1 » على الحقّ و أنتم تنفرون عنه نفور المعزى « 2 » من
هامش
( 1 ) « اظأر » از مادّهء « ظأر » ( بر وزن ضرب ) در اصل به معنى توجه كردن و مراقبت نمودن از چيزى است و از آن جا كه كار دايه شير دادن و توجه به نوزاد است واژهء « ظأر » دربارهء او به كار مىرود .
( 2 ) « معزى » به معنى « بز » مىباشد در مقابل « ضأن » كه به معنى « ميش » است .