پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله را شنيد و غيابا نشانههايى از عظمت او را دريافت و با عشق و علاقه تمام رو به « مكه » آورد . هنگامى كه وارد مسجد الحرام شد ، گروهى از قريش را مشاهده كرد كه در گوشهاى نشستهاند و دربارهء پيامبر اسلام صلّى اللّه عليه و آله گفتگو مىكنند و انواع سبّ و دشنام و بدگويى را دارند . در اين اثناى « ابو طالب » وارد مسجد شد ، آنها گفتند عمويش آمد ، خاموش باشيد . « ابوذر » « ابو طالب » را شناخت و زمانى كه مىخواست از مسجد خارج شود به دنبال او رفت .
« ابو طالب » رو به وى كرد و گفت : كارى با من دارى ؟ گفت : آرى مىخواهم به پيامبرى كه مبعوث شده است ايمان بياورم ( نشانههاى حقانيّتى در او سراغ دارم ) « ابو طالب » گفت : فردا همين جا بيا . « ابوذر » در حالى كه آتش شوق و عشق پيامبر صلّى اللّه عليه و آله در وجودش زبانه مىكشيد ، شب را در مسجد الحرام خوابيد و روز بعد به وسيلهء « ابو طالب » به « حمزه » معرفى شد ، « حمزه » هنگامى كه صداقت او را دريافت وى را به « جعفر » معرفى كرد و « جعفر » كه آثار صدق را در او مشاهده كرد او را به « على » عليه السّلام معرفى و « على » عليه السّلام هنگامى كه از صدق و راستى او مطمئن شد وى را نزد پيامبر صلّى اللّه عليه و آله برد و او ايمان آورد و اعلام اطاعت بىقيد و شرط كرد . پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله فرمود : به خانه و خانوادهات برگرد . عمو زادهاى داشتهاى كه از دنيا رفته و غير از تو وارثى ندارد ، اموالش به تو مىرسد ، آنها را نگاهدارى كن ، تا زمانى كه دعوت من آشكار شود آن گاه به سوى ما برگرد .
« ابوذر » از نخستين اسلام آورندگان است كه بعد از جنگ بدر و احد و خندق به پيامبر صلّى اللّه عليه و آله پيوست و هر چه داشت در راه خدا داد . پيامبر صلّى اللّه عليه و آله او را « صديق امت » و شبيه « عيسى بن مريم » در زهد معرفى كرد .
مرحوم علامهء مجلسى در كتاب « عين الحيات » مىفرمايد : آنچه از اخبار شيعه و اهل سنت استفاده مىشود اين است كه بعد از رتبهء معصومين عليهم السّلام
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 399
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٩٩