در اين هنگام « ابوذر » ( بر در دروازه ) ايستاد و مردم با او وداع كردند و امير مؤمنان على عليه السّلام سخنان بالا را كه هر جملهاى از آن نكتهء مهمى در بردارد براى او بيان فرمود تا مايهء تسلى خاطر او گردد و در راهى كه در پيش گرفته كمترين تزلزلى براى او حاصل نشود .
در اين كلام فشرده و كوتاه امام عليه السّلام به شش نكته اشاره مىفرمايد . نخست مىگويد : « اى ابوذر ! تو به خاطر خدا ( بر آنها ) خشم گرفتى و غضب كردى پس به همان كس كه برايش غضب نمودى اميدوار باش » ( يا أباذرّ ، إنّك غضبت للّه ، فارج من غضبت له ) .
اين كه مىفرمايد : به كسى كه به خاطر او غضب نمودى اميد داشته باش و نمىگويد : به خدا اميد داشته باش ، در واقع به خاطر اين است كه دليل اميدوارى را نيز بيان كرده باشد زيرا هر كس به خاطر ديگرى نسبت به چيزى غضب كند كه مايه نفرت اوست ، طبيعى است كه آن شخص او را يارى خواهد كرد .
در دوّمين جمله مىفرمايد : « آن گروه از تو بر دنيايشان ترسيدند و تو از آنها بر دينت ، بنابر اين آنچه را كه آنها براى آن در وحشتند به خودشان واگذار ، و به خاطر آنچه كه براى از دست رفتن آن مىترسى از آنها فرار كن » ( إنّ القوم خافوك على دنياهم ، و خفتهم على دينك ، فاترك في أيديهم ما خافوك عليه ، و اهرب منهم بما خفتهم عليه ) .
اشاره به اين كه آنها حكومت و منافع مادى خود را به خاطر صراحت لهجه تو در امر به معروف و نهى از منكر ، در خطر ديدند و نتوانستند حضور تو را در « مدينه » تحمل كنند ولى تو از آنها فاصله گرفتى و هداياى آنها را نپذيرفتى چرا كه دين خود را در خطر مىديدى حال كه وظيفهء خود را انجام دادهاى و
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 395
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٩٥