در حالى كه از روايات فراوانى استفاده مىشود امامان معصوم عليهم السّلام از بسيارى از امور پنهانى آگاه بودند مانند آنچه از خطبهء بالا در بارهء فتنهء « صاحب الزنج » و « مغول » يا در ساير خطبههاى نهج البلاغه در مورد امور آينده آمده است .
بىشكّ نه در ميان آيات بالا ( و مانند آن ) و نه در ميان روايات فوق ( و روايات ديگرى كه به اين مضمون وارد شده ) ، تضادّى وجود ندارد و محققان بزرگ براى جمع ميان اين آيات و روايات وجوه زيادى گفتهاند از جمله :
1 - آيات و رواياتى كه علم غيب را مخصوص خدا مىشمرد منظور از آن علم ذاتى است و آنچه انبيا و اوليا مىدانند تعليمى است از سوى خداوند بزرگ ( اين همان چيزى است كه در كلام امام عليه السّلام در خطبهء بالا آمده بود ) .
2 - اسرار غيب بر دو گونه است بخشى مخصوص خداست و هيچ كس جز او بر آن آگاه نيست مانند زمان قيام قيامت و امور ديگرى كه در آيهء 34 سورهء لقمان آمده است و در خطبهء بالا نيز به اين وجه جمع اشاره شده است و ما شرح آن را ذكر كردهايم .
3 - آگاهى خداوند بر اسرار غيب بالعقل است يعنى در هر زمان همه را مىداند ولى آگاهى اولياء اللّه فعلى نيست بلكه هنگامى است كه اراده كنند كه چيزى را بدانند و اين اراده نيز با اذن و رضاى خدا انجام مىگيرد به همين جهت در سوره « يوسف » مىخوانيم كه حضرت « يعقوب » از سرنوشت فرزندش در بيابان « كنعان » ظاهرا خبر نداشت در حالى كه بعد از سالها از سرنوشت او در « مصر » آگاه شد ، از « مصر » بوى پيراهنش را شنيد ولى در چاه « كنعانش » نديد ، در مورد اوّل مأذون نبود كه اراده كند تا بداند ولى در مورد دوّم مأذون بود .
4 - راه ديگر براى جمع ميان آيات و روايات مختلف اين است كه اسرار غيب
پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 372
مساهمون: الشيخ ناصر مكارم الشيرازي
ص٣٧٢