غيب است يا نه ، اختلاف نظر دارند و ظاهر اين است كه اختلاف نظر آنها از اختلاف ظواهر آيات و روايات سرچشمه مىگيرد زيرا : بعضى از آيات قرآن به وضوح مىگويد : علم غيب مخصوص خداست مانند آيهء 65 سورهء « نمل » :
«
« قُلْ لا يَعْلَمُ مَنْ فِي السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ الْغَيْبَ إِلَّا اللَّهُ »
؛ بگو هيچ يك از كسانى كه در آسمانها و زمين هستند غيب را نمىدانند ، جز خدا » .
در آيهء 59 سورهء « انعام » نيز مىخوانيم :
« وَ عِنْدَهُ مَفاتِحُ الْغَيْبِ لا يَعْلَمُها إِلَّا هُوَ »
؛ كليدهاى غيب نزد خداست جز او كسى آنها را نمىداند » .
در حالى كه از بعضى از آيات به خوبى استفاده مىشود كه حدّاقل بخشى از علم غيب در اختيار بعضى از اولياء اللّه بوده است مانند آنچه دربارهء حضرت مسيح در آيهء 49 سورهء « آل عمران » آمده : «
« وَ أُنَبِّئُكُمْ بِما تَأْكُلُونَ وَ ما تَدَّخِرُونَ فِي بُيُوتِكُمْ »
؛ من شما را از آنچه مىخوريد يا در خانههاى خود ذخيره مىكنيد خبر مىدهم » و در آيهء 26 و 27 سورهء « جن » مىخوانيم :
«
« عالِمُ الْغَيْبِ فَلا يُظْهِرُ عَلى غَيْبِهِ أَحَداً إِلَّا مَنِ ارْتَضى مِنْ رَسُولٍ »
؛ عالم به امور پنهانى اوست و هيچ كس را بر اسرار غيبش آگاه نمىسازد مگر رسولانى كه آنها را برگزيده است . . . » .
در روايات نيز همين تفاوت را مىبينيم مثلا در حديثى مىخوانيم كه « ابو بصير » و چند تن ديگر از ياران معروف امام صادق عليه السّلام در مجلسى حاضر بودند امام خشمگين وارد مجلس شد ، هنگامى كه نشست در حضور جمع فرمود : « يا عجبا لإقوام يزعمون انّا نعلم الغيب ما يعلم الغيب إلّا اللّه عزّ و جلّ ؛ شگفتآور است كه عدهاى گمان مىبرند ما علم غيب داريم هيچ كس جز خداوند متعال از غيب آگاه نيست » « 1 » .
هامش
( 1 ) اصول كافى ، جلد 1 ، صفحهء 257 حديث 3 از باب « نادر فيه ذكر الغيب » .