دنيا و كم ارزش بودن مواهب مادى اشاره مىفرمايد :
نخست اين كه ، هيچ چيز در آن قابل اعتماد نيست ، مىفرمايد : « چه بسيار كسانى كه بر آن ( دنيا ) تكيه كردند ناگهان آنها را به درد و رنج افكند ، و چه بسيار افرادى كه به آن اطمينان نمودند ولى آنها را بر زمين كوبيد ، چه افراد صاحب جاه و جلال كه دنيا آنها را حقير و كوچك ساخت و متكبران فخرفروشى كه به خاك مذلّتشان انداخت » ( كم من واثق بها قد فجعته ، و ذي طمأنينة إليها قد صرعته ، و ذي ابّهة « 1 » قد جعلته حقيرا ، و ذي نخوة قد ردّته ذليلا ) .
آرى هيچ كس در هيچ پست و مقام و موقعيتى از حوادث دردناكى كه به طور ناگهانى گريبان افراد را مىگيرد در امان نمىباشد ، شاهان بزرگ ، قهرمانان قوى پيكر ، ثروتمندان پر تجربه ، و جوانان شاداب و زيبا ، همه و همه در معرض هجوم اين حوادث ناگهانى هستند ، حوادثى كه يك شبه نعمتها را مىگيرد و عزيزترين عزيزان را بر خاك مذلّت مىنشاند و تاريخ پر است از اين گونه حوادث .
طبرى در تاريخ خود مىنويسد : « سليمان بن عبد الملك » روزى لباس گرانبها و عمامه سبز رنگى پوشيد و نگاه در آيينه كرد ( و از چهرهء خود لذّت برد ، و از روى مباهات ) گفت : « من پادشاه جوان جوانبختم ولى بعد از اين ماجرا تنها يك هفته زنده بود » « 2 » و به گفته شاعر :
بهار عمر بسى دلفريب و رنگين است * ولى چه سود كه دارد خزان مرگ از پى
ديگر اين كه : تمام شيرينىهاى آن با تلخى آميخته و پيروزيها با شكست
هامش
( 1 ) « ابهّة » : به معنى عظمت و بزرگى است و در اصل از مادّهء « ابه » ( بر وزن ابر ) بمعنى زيركى گرفته شده و از آن جايى كه افراد زيرك به بزرگى مىرسند اين واژه در اين جا به كار رفته .
( 2 ) طبرى ، جلد 5 ، صفحهء 305 .