بخش سوّم
كم من واثق بها قد فجعته ، و ذي طمأنينة إليها قد صرعته ، و ذي أبّهة قد جعلته حقيرا ، و ذي نخوة قد ردّته ذليلا ! سلطانها دوّل ، و عيشها رنق ، و عذبها أجاج ، و حلوها صبر ، و غذاؤها سمام ، و أسبابها رمام ! حيّها بعرض موت ، و صحيحها بعرض سقم ! ملكها مسلوب ، و عزيزها مغلوب ، و موفورها منكوب ، و جارها محروب !
ترجمه
چه بسيار كسانى كه بر آن ( دنيا ) تكيه كردند ناگهان آنها را به درد و رنج افكند ، و چه بسيار افرادى كه به آن اطمينان نمودند ولى آنها را بر زمين كوبيد .
چه افراد صاحب جاه و جلال كه دنيا آنها را حقير و كوچك ساخت ، و متكبران فخرفروشى كه بر خاك مذلّتشان افكند ، حكومتش ناپايدار و همواره دست به دست مىگردد ، زندگى گوارايش ناگوار ، شيرينى آن تلخ ، غذاى آن مسموم ، و طنابهايش كهنه و پوسيده است زندگانش همواره در معرض مرگند ، و تندرستانش در معرض بيمارى ، حكومتش بر باد است ، نيرومندانش مغلوب ، صاحبان نعمتش رو به فنا ، و همسايگانش غارت زدهاند .
شرح و تفسير دنيا تكيهگاهى بسيار سست !
امام عليه السّلام در اين بخش از اين خطبه به دو نكته مهم ديگر در بارهء وضع زندگى