و على عليه السّلام را در پايان كار معزول مىدانستند ) .
ديگر اين كه با تمام خلفاى اموى و عباسى مخالفت شديد داشتند ، مخصوصا « بنى اميه » را با دشنامهاى زشت ياد مىكردند « 1 » .
و اما « اباضيه » كه امروز در « عمان » و « مراكش » و « ليبى » و « الجزاير » و « تونس » و « مصر » طرفدارانى دارند و گاهى جزء « خوارج » شمرده مىشوند اعتقاداتشان با « خوارج » فرق بسيار دارد ، هر چند در مورد مخالفت با قضيهء حكمين در جريان جنگ « صفّين » و شرط نبودن وصف قرشى بودن در پيشواى مسلمين با آنها مشتركند .
به عكس ، « اباضيه » اعتقاداتى دارند كه بسيار شبيه عقايد شيعه است مانند :
1 - صفات خداوند زايد بر ذات او نيست .
2 - رؤيت خداوند در آخرت محال است .
3 - قرآن حادث است نه قديم .
4 - مرتكب گناه كبيره كافر نعمت است نه كافر ملت ( يعنى اين گونه افراد مسلمانند نه خارج از اسلام ) .
5 - تولى و تبرى نسبت به دوستان خدا و دشمنان حق لازم است .
بعضى نقل كردهاند كه آنها محبّت خليفهء اوّل و دوّم را لازم و بغض عثمان و على عليه السّلام را واجب مىشمرند ولى « اباضيهء » زمان ما اين نسبت را انكار مىكنند « 2 » .
هامش
( 1 ) لغتنامه دهخدا ، ذيل واژهء خوارج .
( 2 ) آية اللّه سبحانى ، الملل و النحل ، جلد 5 ، صفحهء 242 و 249 .