تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
سرانجام خداوند او را از سپاسگزارى آنان محروم ساخت و محبّتشان را متوجه ديگرى نمود ، تا آن جا كه اگر روزى پايش بلغزد و به كمك آنان نياز داشته باشد بدترين دوست و پست‌ترين رفيق خواهند بود !

شرح و تفسير عدالت را فداى مقام نمىكنم !

مرحوم « كلينى » در آغاز روايتى كه از اين خطبه آورده است از « ابى مخنف » چنين نقل مىكند : گروهى از شيعيان خدمت امير مؤمنان عليه السّلام رسيدند ، عرض كردند چه مانعى دارد كه اموال بيت المال را بيرون آورى ، و در ميان رؤسا و اشراف تقسيم كنى ، و آنها را بر ما برترى بخشى ( و سهم ما را به آنها دهى ) تا پايه‌هاى حكومتت محكم شود سپس به برنامهء تقسيم بالسّويه و عدالت در رعيت باز گردى ؟ ! امام عليه السّلام ( از اين پيشنهاد ناراحت شد و ) اين خطبه را ايراد فرمود و با صراحت گفت : براى رسيدن به يك هدف مقدّس نبايد از وسيلهء نامقدّس و گناه آلود استفاده كرد ، كه اين كار با منطق اسلام سازگار نيست فرمود : « آيا به من پيشنهاد مىكنيد كه براى پيروزى خود ، از جور و ستم در حق كسانى كه بر آنها حكومت مىكنم ، استمداد جويم ؟ ! » ( أتأمرونّي أن أطلب النّصر بالجور فيمن ولّيت عليه ) . مگر هدف حكومت ، اجراى عدالت نيست ؟ چگونه شما پيشنهاد مىكنيد كه با ظلم و ستم ، پايه‌هاى حكومت را محكم كنم ؟ ! اين تناقضى است آشكار ، و پيشنهادى است بر خلاف رضاى پروردگار ! سپس افزود : « به خدا سوگند ! من گرد چنين كارى نمىگردم مادامى كه شب و روز پشت سر هم در آيند ، و ستارگان آسمان در پى هم طلوع و غروب دارند ! »