تخطي إلى المحتوى الرئيسي

پيام امام امير المومنين ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 287

مساهمون:

ص٢٨٧
1 - حكميّت قرآن در اختلافات مسلمين ، چيز پوشيده‌اى نبود و قرآن با صراحت به مسلمانان دستور داده است كه اگر در چيزى اختلاف كردند حل اختلاف خود را از قرآن و سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و آله بخواهند ( نساء آيهء 59 كه در كلام امام عليه السّلام به آن استدلال شده بود ) . بنابر اين پذيرش داورى قرآن با توجه به اين كه به اعتقاد همهء مسلمان‌ها قرآن آخرين سخن را در هر چيز مىگويد مطلبى نبود كه بر امام عليه السّلام خرده بگيرند ولى آن بىخبران آن را به صورت يك نقطه ضعف منعكس ساختند . 2 - شكى نيست كه طراحان توطئه بالا بردن قرآن‌ها بر سر نيزه ، نه اعتقادى به حكميّت قرآن داشتند و نه حق و عدالت بلكه سياست بازان كهنه كار و بىايمانى بودند كه به چيزى جز حكومت بر مردم و امور مادى وابسته به آن ، نمىانديشيدند و امام عليه السّلام از اين توطئه در همان آغاز پرده برداشت ولى چه سود كه ساده‌لوحان غافل نپذيرفتند . 3 - به يقين قرآن مجيد ، به خودى خود ايفاى نقش حكميّت را نمىكند جز اين كه قرآن شناسان آگاه در كنار آن قرار گيرند و احكام آن را در هر مسأله استخراج كنند و به مردم اعلام نمايند و اگر در داستان « صفّين » اين كار انجام مىگرفت روشن بود كه لشكر « معاويه » مشمول آيهء شريفهء 9 سورهء حجرات بودند كه مىگويد :
« فَإِنْ بَغَتْ إِحْداهُما عَلَى الْأُخْرى »
به عنوان گروه طغيانگر كه در برابر مركز حكومت اسلام و امام عليه السّلام مسلمين به مخالفت برخاسته‌اند محكوم مىشدند . ولى چه سود كه « حكمين » ( ابو موسى و عمرو عاص ) نه آگاهى از قرآن داشتند و نه اگر مىداشتند به آگاهى خود عمل مىكردند . بنابر اين اگر واقعا حكميّت به قرآن سپرده مىشد و قرآن شناسانى براى