شرح و تفسير پاسخ به بهانه جويان خوارج
همان گونه كه در بالا آمد ، اين خطبه در پاسخ كسانى ايراد شده است كه به مسألهء پذيرش حكميّت از امام عليه السّلام خرده مىگرفتند و اساس گفتار آنها اين بود :
چرا شما حكميّت دو نفر را در اين مسألهء مهم دينى ، پذيرفتيد ؟ در حالى كه حكم فقط خداست و افراد عادى حق ندارند با فكر خود درباره وظايف دينى حكم كنند .
امام عليه السّلام در پاسخ آنها به نكتهء مهمى اشاره مىكند و مىفرمايد : « ما افراد را حكم قرار نداديم بلكه فقط قرآن را به حكميّت انتخاب كرديم ، ولى قرآن خطوطى است كه در ميان دو جلد قرار گرفته است و سخن نمىگويد ، بلكه نيازمند به ترجمان است ، و تنها انسانها مىتوانند از آن سخن بگويند ( إنّا لم نحكّم الرّجال ، و إنّما حكّمنا القرآن . هذا القرآن إنّما هو خطّ مستور « 1 » بين الدّفّتين « 2 » ، لا ينطق بلسان ، و لا بدّ له من ترجمان . و إنّما ينطق عنه الرّجال ) .
اشاره به اين كه : قرآن يك سلسله احكام كلى بيان فرموده و بايد افراد آگاه ، احكام جزئيه را از آن استخراج كنند و در اختيار عموم بگذارند و يا به عبارت ديگر ، آن كليات را بر مصاديق تطبيق كنند .
هامش
( 1 ) « مستور » : مفهوم روشنى دارد كه به معنى شىء پنهان است ولى در بعضى نسخهها « مسطور » آمده كه معنى « نوشته شده را دارد » از مادّهء « سطر » و با واژه « خط » كه به عنوان وصف آن در عبارت بالا ذكر شده تناسب بيشترى دارد .
( 2 ) « دفّتين » تثنيه « دفّة » به معنى صفحهء و كنار هر چيزى است و دو طرف جلد كتاب يا قرآن را « دفّتين » مىگويند .