كند . « معاويه » در جواب به او گفت : « لان تكوني ابنة عمّ أمير المؤمنين خير من أن تكوني امرأة من عرض النّاس ؛ تو دختر عموى امير المؤمنين باشى ، بهتر از آن است كه يكى از زنان عادى به شمار روى » .
منظورش اين است كه خونخواهى عثمان تمام شد هدف اين بود كه به حكومت نائل شوم كه تأمين شد . پافشارى بر خونخواهى ممكن است وضع مرا متزلزل سازد ، تو هم قانع باش كه به منزلهء دختر عموى من هستى ، دختر عموى حاكم مسلمين ! البتّه « معاويه » را از ياران نزديكش نيز مىتوان شناخت ، « عقاد » دانشمند معروف اهل سنت مىنويسد :
« روزى « عمرو عاص » به « معاويه » گفت : اترى انّنا خالفنا عليّا لفضلنا ؛ تو گمان مىكنى ما با على عليه السّلام بدين جهت مخالفت كرديم كه از او برتريم ؟ » ، « لا و اللّه إن هي إلّا الدّنيا نتكالب عليها » ؛ به خدا سوگند ! چنين نيست هدف ما اين است كه به مقامات دنيا دست يابيم » و سخن از دين و اسلام و قرآن دستاويزى بيش نيست .
« ابن اثير » مىنويسد : « سعد وقاص » به « معاويه » گفت : « السّلام عليك أيّها الملك ؛ سلام بر تو اى پادشاه ! » « معاويه » گفت : چرا يا امير المؤمنين نگفتى ؟ « سعد وقاص » پاسخ داد : « و اللّه إنّي ما أحبّ إن ولّيتها بما ولّيتها ؛ به خدا سوگند من دوست ندارم خلافت را آن گونه كه تو ( از طريق مكر و حيله ) به دست آوردهاى در اختيار بگيرم » « 1 » .
هامش
( 1 ) « في ظلال نهج البلاغه » مرحوم « مغنيه » ذيل خطبهء مورد بحث جلد 2 ، صفحهء 222 به بعد .