النّزعة « 1 » بأشطان « 2 » الرّكيّ « 3 » ) .
چه تعبير گويا و رسا و در عين حال سوزناكى ! هنگامى كه بيمارى سخت و لا علاجى در جان كسى مىريزد و طبيب حاذق هر دارويى مىدهد بيمار جواب مثبتى به آن دارو نمىدهد ، سخت خسته و ملول مىشود ، همچنين كشاورزانى كه با زحمت و تلاش فراوان از چاههاى عميق آب مىكشند و به زمين نامستعدّى مىريزند كه هيچ حاصلى نمىدهد سخت وامانده مىشوند و همين گونه است حال رهبر و پيشواى مدير و مدبّرى همچون على بن ابى طالب عليه السّلام كه گرفتار گروهى جاهل ، كوته بين ، ضعيف الاراده و ضعيف الايمان مىگردد .
در حديثى از امام صادق عليه السّلام مىخوانيم كه « عيسى بن مريم » چنين گفت :
« داويت المرضى فشفيتهم بإذن اللّه و ابرات الاكمه و الابرص بإذن اللّه و عالجت الموتى فاحييتهم بإذن اللّه و عالجت الاحمق فلم أقدر على إصلاحه ؛ من بيماران را مداوا كردم و به اذن خدا آنها را شفا دادم ، نابيناى مادرزاد و گرفتار بيمارى برص را به اذن خدا بهبودى بخشيدم ؛ مردگان را به فرمان خدا زنده كردم ، ولى خواستم احمق را معالجه كنم نتوانستم » « 4 » .
هامش
( 1 ) « نزعه » از مادّهء « نزع » ( بر وزن نذر ) به معناى كشيدن يا بركندن است و « نزعه » جمع نازع به معناى كشنده است .
( 2 ) « اشطان » جمع « شطن » ( بر وزن وطن ) به معناى طناب طولانى است كه با آن از چاه آب مىكشند .
( 3 ) « ركى » جمع « ركيّه » به معناى چاه آب است .
( 4 ) بحار الأنوار ، جلد 14 ، صفحهء 323 ، حديث 36 .