شايسته است تقواى الهى را پيشه كنيد و كارى كنيد كه جز با ايمان از دنيا نرويد » .
شرح و تفسير اين قدر براى دنيا دست و پا نكنيد !
امام عليه السّلام در اين بخش خطبه كه آخرين بخش آن است به دنبال آمادگيهاى لازم در مخاطبين به سبب بخشهاى پيشين ، يك سلسله اندرزهاى بسيار سودمند و بيدارگر را بيان فرموده كه اگر انسان درست در آن بينديشد ، يك نسخهء سعادت و خوشبختى و نجات است مىفرمايد : « هيچ چيز بدتر از شر نيست ، مگر كيفر آن ، و چيزى بهتر از نيكى نيست مگر پاداش آن » ( إنّه ليس شيء بشرّ من الشّرّ إلّا عقابه ، و ليس شيء بخير من الخير إلّا ثوابه ) .
انسان به طور طبيعى از شر و بدى فرار مىكند و به سوى نيكى جذب مىشود و جلب منفعت و دفع مضرّت در نهاد هر انسانى وجود دارد ، امام عليه الّسلام با استفاده از اين امر فطرى مخاطبان را به اطاعت خداوند و پرهيز از گناه و عصيان دعوت مىكند و مىفرمايد : بدترين بدها ، همان كيفر الهى در برابر گناهان است ، و بهترين نيكيها همان پاداش الهى در برابر اطاعت است .
روشن است كه منظور از « شرّ و خير » ( به قرينه عقاب و ثواب ) معصيت و اطاعت است ولى اگر عقاب و ثواب را به معنى وسيعترى بگيريم و مجازاتها و پاداشهاى تكوينى را ( يعنى مكافات و بركات اعمال در دنيا ) نيز شامل شود ، شرّ و خير معنى گستردهترى پيدا خواهد كرد .
در تعبير ديگرى از همان بزرگوار در كلمات قصار مىخوانيم : « فاعل الخير خير منه و فاعل الشرّ شرّ منه ؛ انجام دهنده كار نيك از آن كار بهتر است و